fricassees

[ایالات متحده]/ˌfrɪkəˈsiːz/
[بریتانیا]/ˌfrɪkəˈsiz/

ترجمه

n. تکه‌های گوشت پخته شده که در سس سرو می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

chicken fricassees

خورش مرغ

veal fricassees

خورش گوساله

seafood fricassees

خورش غذاهای دریایی

vegetable fricassees

خورش سبزیجات

rabbit fricassees

خورش خرگوش

beef fricassees

خورش گوشت گاو

mushroom fricassees

خورش قارچ

pork fricassees

خورش گوشت خوک

turkey fricassees

خورش گوشت غاز

fish fricassees

خورش ماهی

جملات نمونه

she prepared delicious fricassees for dinner.

او برای شام فریکاسه های خوشمزه درست کرد.

fricassees can be made with chicken or vegetables.

می‌توان فریکاسه را با مرغ یا سبزیجات درست کرد.

he loves to experiment with different fricassees recipes.

او عاشق آزمایش دستورالعمل‌های مختلف فریکاسه است.

fricassees are a comforting dish during cold weather.

فریکاسه یک غذای دلپذیر در هوای سرد است.

they enjoyed a variety of fricassees at the restaurant.

آنها از انواع فریکاسه در رستوران لذت بردند.

my grandmother's fricassees always remind me of home.

فریکاسه مادربزرگم همیشه من را به یاد خانه می‌اندازد.

fricassees are often served with rice or bread.

اغلب فریکاسه را با برنج یا نان سرو می‌کنند.

she added herbs to enhance the flavor of the fricassees.

او برای افزایش طعم فریکاسه، گیاهان را اضافه کرد.

fricassees can be a great way to use leftover meat.

فریکاسه می‌تواند راهی عالی برای استفاده از گوشت باقی مانده باشد.

he learned how to make fricassees from his mother.

او یاد گرفت که چگونه فریکاسه را از مادرش درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید