friendly friendlinesses
دوستانه بودنها
warm friendlinesses
گرم و دوستانه بودنها
genuine friendlinesses
واقعی بودنها
mutual friendlinesses
متقابل بودنها
cultural friendlinesses
فرهنگی بودنها
social friendlinesses
اجتماعی بودنها
community friendlinesses
جامعهای بودنها
professional friendlinesses
حرفهای بودنها
personal friendlinesses
شخصی بودنها
environmental friendlinesses
محیط زیستی بودنها
her friendlinesses made everyone feel welcome at the party.
مهربانیهای او باعث شد همه در مهمانی احساس استقبال کنند.
the team's friendlinesses fostered a positive work environment.
مهربانیهای تیم، یک محیط کار مثبت را تقویت کرد.
we should appreciate the friendlinesses shown by our neighbors.
ما باید از مهربانیهایی که همسایگان ما نشان میدهند قدردانی کنیم.
his friendlinesses helped him make new friends quickly.
مهربانیهای او به او کمک کرد تا به سرعت دوست جدیدی پیدا کند.
friendlinesses in customer service can lead to repeat business.
مهربانی در خدمات مشتری می تواند منجر به تکرار کسب و کار شود.
they valued the friendlinesses of their community members.
آنها به مهربانی اعضای جامعه خود ارزش قائل بودند.
friendlinesses between colleagues can enhance teamwork.
مهربانی بین همکاران می تواند همکاری تیمی را افزایش دهد.
her friendlinesses were a breath of fresh air in the office.
مهربانیهای او در دفتر، طوفانی از هوای تازه بود.
we should encourage friendlinesses among different cultures.
ما باید مهربانی بین فرهنگهای مختلف را تشویق کنیم.
his friendlinesses often broke the ice in new situations.
مهربانیهای او اغلب یخ را در موقعیتهای جدید میشکست.
friendly friendlinesses
دوستانه بودنها
warm friendlinesses
گرم و دوستانه بودنها
genuine friendlinesses
واقعی بودنها
mutual friendlinesses
متقابل بودنها
cultural friendlinesses
فرهنگی بودنها
social friendlinesses
اجتماعی بودنها
community friendlinesses
جامعهای بودنها
professional friendlinesses
حرفهای بودنها
personal friendlinesses
شخصی بودنها
environmental friendlinesses
محیط زیستی بودنها
her friendlinesses made everyone feel welcome at the party.
مهربانیهای او باعث شد همه در مهمانی احساس استقبال کنند.
the team's friendlinesses fostered a positive work environment.
مهربانیهای تیم، یک محیط کار مثبت را تقویت کرد.
we should appreciate the friendlinesses shown by our neighbors.
ما باید از مهربانیهایی که همسایگان ما نشان میدهند قدردانی کنیم.
his friendlinesses helped him make new friends quickly.
مهربانیهای او به او کمک کرد تا به سرعت دوست جدیدی پیدا کند.
friendlinesses in customer service can lead to repeat business.
مهربانی در خدمات مشتری می تواند منجر به تکرار کسب و کار شود.
they valued the friendlinesses of their community members.
آنها به مهربانی اعضای جامعه خود ارزش قائل بودند.
friendlinesses between colleagues can enhance teamwork.
مهربانی بین همکاران می تواند همکاری تیمی را افزایش دهد.
her friendlinesses were a breath of fresh air in the office.
مهربانیهای او در دفتر، طوفانی از هوای تازه بود.
we should encourage friendlinesses among different cultures.
ما باید مهربانی بین فرهنگهای مختلف را تشویق کنیم.
his friendlinesses often broke the ice in new situations.
مهربانیهای او اغلب یخ را در موقعیتهای جدید میشکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید