friendlinesses

[ایالات متحده]/ˈfrɛndliˌnɛsɪz/
[بریتانیا]/ˈfrɛndlinəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت دوستانه بودن؛ مهربانی

عبارات و ترکیب‌ها

friendly friendlinesses

دوستانه بودن‌ها

warm friendlinesses

گرم و دوستانه بودن‌ها

genuine friendlinesses

واقعی بودن‌ها

mutual friendlinesses

متقابل بودن‌ها

cultural friendlinesses

فرهنگی بودن‌ها

social friendlinesses

اجتماعی بودن‌ها

community friendlinesses

جامعه‌ای بودن‌ها

professional friendlinesses

حرفه‌ای بودن‌ها

personal friendlinesses

شخصی بودن‌ها

environmental friendlinesses

محیط زیستی بودن‌ها

جملات نمونه

her friendlinesses made everyone feel welcome at the party.

مهربانی‌های او باعث شد همه در مهمانی احساس استقبال کنند.

the team's friendlinesses fostered a positive work environment.

مهربانی‌های تیم، یک محیط کار مثبت را تقویت کرد.

we should appreciate the friendlinesses shown by our neighbors.

ما باید از مهربانی‌هایی که همسایگان ما نشان می‌دهند قدردانی کنیم.

his friendlinesses helped him make new friends quickly.

مهربانی‌های او به او کمک کرد تا به سرعت دوست جدیدی پیدا کند.

friendlinesses in customer service can lead to repeat business.

مهربانی در خدمات مشتری می تواند منجر به تکرار کسب و کار شود.

they valued the friendlinesses of their community members.

آنها به مهربانی اعضای جامعه خود ارزش قائل بودند.

friendlinesses between colleagues can enhance teamwork.

مهربانی بین همکاران می تواند همکاری تیمی را افزایش دهد.

her friendlinesses were a breath of fresh air in the office.

مهربانی‌های او در دفتر، طوفانی از هوای تازه بود.

we should encourage friendlinesses among different cultures.

ما باید مهربانی بین فرهنگ‌های مختلف را تشویق کنیم.

his friendlinesses often broke the ice in new situations.

مهربانی‌های او اغلب یخ را در موقعیت‌های جدید می‌شکست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید