hospitability

[ایالات متحده]/ˌhɒspɪtəˈbɪləti/
[بریتانیا]/ˌhɑːspɪtəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت داشتن دوستی و خوش‌خیالی نسبت به مهمانان یا غریب‌ها.

جملات نمونه

thai people are famous for their warm hospitality.

مردم تایلند به خاطر میزبانی گرم خود معروف هستند.

the hotel is known for its excellent hospitality.

این هتل به خاطر میزبانی بسیار خوبش معروف است.

she showed great hospitality to all the guests.

او به تمام مهمانان میزبانی بزرگ نشان داد.

the village is famous for its traditional hospitality.

این روستا به خاطر میزبانی سنتی خود معروف است.

their hospitality made us feel at home.

میزبانی آنها ما را در خانه احساس کرد.

the local people greeted us with true hospitality.

مردم محلی با میزبانی واقعی ما را خوش آمد گفتند.

japanese hospitality is renowned worldwide.

میزبانی ژاپنی به طور جهانی معروف است.

we experienced wonderful hospitality during our stay.

در مدت اقامت ما تجربه میزبانی زیبایی را داشتیم.

the family welcomed us with open arms and great hospitality.

خانواده ما را با دست‌های باز و میزبانی بزرگ خوش آمد گفت.

irish hospitality is legendary around the world.

میزبانی ایرلندی در سراسر جهان اسطوره‌ای است.

his reputation for hospitality is well deserved.

معروفیت او در زمینه میزبانی به طور کامل قابل قبول است.

the inn's hospitality exceeded all our expectations.

میزبانی این اقامتگاه تمام انتظارات ما را فراتر گذشت.

the tourists were overwhelmed by the local hospitality.

گردشگران با میزبانی محلی غرق شدند.

cultural exchange thrives on mutual hospitality.

تبادل فرهنگی بر اساس میزبانی متقابل رونق می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید