frier

[ایالات متحده]/ˈfraɪə/
[بریتانیا]/ˈfraɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که غذا را در روغن داغ می‌پزد؛ ظروف پخت و پز مورد استفاده برای سرخ کردن؛ دستگاهی برای سرخ کردن غذا (معادل سرخ‌کن)
Word Forms
جمعfriers

جملات نمونه

the frier is perfect for making crispy fries.

فریرهای عالی برای تهیه سیب‌زمینی سرخ‌کرده ترد مناسب هستند.

she bought a new frier for her kitchen.

او یک سرخ‌کن جدید برای آشپزخانه خود خرید.

he prefers using a frier over baking.

او ترجیح می‌دهد از سرخ‌کن به جای پخت استفاده کند.

the frier can cook multiple items at once.

می‌توانید چندین ماده را به طور همزمان در سرخ‌کن بپزید.

make sure to clean the frier after each use.

مطمئن شوید که سرخ‌کن را بعد از هر بار استفاده تمیز کنید.

they deep-fried the chicken in the frier.

آنها مرغ را در سرخ‌کن عمیق سرخ کردند.

using a frier can save a lot of time in cooking.

استفاده از سرخ‌کن می‌تواند در آشپزی زمان زیادی را صرفه‌جویی کند.

the frier heats up quickly and cooks evenly.

سرخ‌کن به سرعت گرم می‌شود و به طور یکنواخت پخته می‌شود.

he learned how to use the frier properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از سرخ‌کن استفاده کند.

they experimented with different oils in the frier.

آنها با روغن‌های مختلف در سرخ‌کن آزمایش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید