frigates

[ایالات متحده]/ˈfrɪɡəts/
[بریتانیا]/ˈfrɪɡəts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشتی‌های نظامی سریع

عبارات و ترکیب‌ها

naval frigates

نابودکن‌های دریایی

modern frigates

نابودکن‌های مدرن

armed frigates

نابودکن‌های مسلح

stealth frigates

نابودکن‌های نامرئی

frigates class

کلاس ناوهای جنگی

frigates fleet

ناوگان ناوهای جنگی

anti-submarine frigates

نابودکن‌های ضد زیردریایی

frigates design

طراحی ناوهای جنگی

frigates operations

عملیات ناوهای جنگی

frigates technology

فناوری ناوهای جنگی

جملات نمونه

the navy deployed several frigates for the mission.

ناوگان چندین ناوچه برای انجام ماموریت مستقر کرد.

frigates are essential for coastal defense operations.

ناوچه‌ها برای عملیات دفاع ساحلی ضروری هستند.

many countries are modernizing their frigates.

بسیاری از کشورها در حال نوسازی ناوچه‌های خود هستند.

the frigates patrolled the waters to ensure safety.

ناوچه‌ها برای اطمینان از ایمنی، در آبها گشت زنی می‌کردند.

frigates can operate in both shallow and deep waters.

ناوچه‌ها می‌توانند هم در آب‌های کم‌عمق و هم در آب‌های عمیق عمل کنند.

advanced technology is being integrated into new frigates.

فناوری پیشرفته در حال ادغام در ناوچه‌های جدید است.

frigates often serve as escorts for larger vessels.

ناوچه‌ها اغلب به عنوان اسکورت برای کشتی‌های بزرگتر خدمت می‌کنند.

the frigates participated in joint exercises with allies.

ناوچه‌ها در تمرینات مشترک با متحدان شرکت کردند.

frigates are equipped with advanced radar systems.

ناوچه‌ها مجهز به سیستم‌های راداری پیشرفته هستند.

naval frigates play a critical role in maritime security.

ناوچه‌های دریایی نقش مهمی در امنیت دریایی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید