frijol

[ایالات متحده]/ˈfriːhɒl/
[بریتانیا]/ˈfriːhɔl/

ترجمه

n. نوعی لوبیا که به طور معمول در جنوب غربی ایالات متحده، به ویژه در مکزیک خورده می‌شود؛ یک نوع لوبیا، به ویژه در زمینه آشپزی جنوب غربی ایالات متحده
Word Forms
جمعfrijols

عبارات و ترکیب‌ها

black frijol

لوبیا سیاه

frijol soup

سوپ لوبیا

frijol salad

سالاد لوبیا

frijol tacos

تاکو لوبیا

frijol dip

دیپ لوبیا

frijol burrito

بوریتو لوبیا

frijol stew

خورش لوبیا

frijol casserole

کاسرول لوبیا

frijol wrap

پیاده‌روی لوبیا

frijol chili

چیلی لوبیا

جملات نمونه

i love to eat frijol in my tacos.

من عاشق خوردن فریجول در تاکوهایم هستم.

frijol is a staple in many latin american diets.

فریجول یک غذای اصلی در بسیاری از رژیم های غذایی آمریکای لاتین است.

we should cook frijol for dinner tonight.

ما باید امشب فریجول برای شام بپزیم.

frijol can be used in soups and stews.

می توان از فریجول در سوپ ها و غذاهای آبکی استفاده کرد.

she added frijol to the salad for extra protein.

او برای افزایش پروتئین فریجول به سالاد اضافه کرد.

frijol is high in fiber and nutrients.

فریجول سرشار از فیبر و مواد مغذی است.

they serve frijol with rice at the restaurant.

آنها فریجول با برنج در رستوران سرو می کنند.

frijol can be mashed to make a delicious dip.

می توان فریجول را پوره کرد تا یک غذای خوشمزه درست کرد.

my grandmother has a special recipe for frijol soup.

مادربزرگ من یک دستور العمل ویژه برای سوپ فریجول دارد.

frijol is often used in vegetarian dishes.

فریجول اغلب در غذاهای گیاهی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید