fripp

[ایالات متحده]/frɪp/
[بریتانیا]/frɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مؤسسه تحقیقات نفت و پتروشیمی فوشون؛ (نام شخص) فریپ
شکل‌های واژه
جمعfripps

عبارات و ترکیب‌ها

fripp island

جزیره فریپ

robert fripp

روبرت فریپ

frippertronics

فریپترانیکس

جملات نمونه

aksesori fripp membuat pakaian itu terlihat berlebihan

دکوراسیون‌های فریپ پوشاک را بیش از حد به نظر می‌رساند

he rejected the fripp design as unnecessarily elaborate

او طراحی فریپ را به دلیل زیاد بودن اضافی رد کرد

she found the fripp decorations entirely unnecessary

او دکوراسیون‌های فریپ را کاملاً غیرضروری یافت

the palace interior was remarkably fripp and ornate

داخل قصر به طور قابل توجهی فریپ و زیبایی‌های زیادی داشت

critics dismissed the performance as fripp and superficial

انتقادات این اجرا را فریپ و سطحی دانستند

he preferred simple styles over fripp fashion

او سبک‌های ساده را به جای مد فریپ ترجیح می‌داد

the fripp details added unnecessary complexity

جزئیات فریپ پیچیدگی‌های غیرضروری ایجاد کرد

she criticized the script's fripp and excessive dialogue

او دیالوگ‌های فریپ و بیش از حد داستان را مورد انتقاد قرار داد

traditional crafts were dismissed as fripp by modern designers

صنایع دستی سنتی توسط طراحان مدرن به عنوان فریپ رد شدند

the sculpture's fripp elements distracted from its core form

عناصر فریپ اسکلتور از فرم اصلی آن منحرف کرد

he avoided buying items perceived as fripp or wasteful

او خرید اشیاءی که به عنوان فریپ یا هدررفت در نظر گرفته می‌شدند را اجتناب می‌کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید