frites

[ایالات متحده]/friːt/
[بریتانیا]/friːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیب‌زمینی سرخ‌کرده

عبارات و ترکیب‌ها

french frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده به سبک فرانسوی

crispy frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده ترد

garlic frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده سیر

sweet potato frites

سیب‌زمینی شیرین سرخ‌شده

truffle frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده ترافل

loaded frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده بارگذاری شده

spicy frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده تند

cheesy frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده پنیر

seasoned frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده طعم‌دار

classic frites

سیب‌زمینی سرخ‌شده کلاسیک

جملات نمونه

i love to eat frites with mayonnaise.

من عاشق خوردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده با سس مایونز هستم.

frites are a popular snack in belgium.

سیب‌زمینی سرخ‌کرده یک میان‌وعده محبوب در بلژیک است.

she ordered frites as a side dish.

او سیب‌زمینی سرخ‌کرده را به عنوان غذای جانبی سفارش داد.

frites can be served with various dips.

سیب‌زمینی سرخ‌کرده را می‌توان با انواع سس‌ها سرو کرد.

we enjoyed crispy frites at the café.

ما از خوردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده ترد در کافه لذت بردیم.

he prefers his frites lightly salted.

او ترجیح می‌دهد سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌اش کمی نمک داشته باشد.

frites are often served with burgers.

سیب‌زمینی سرخ‌کرده اغلب با همبرگر سرو می‌شود.

they make the best frites in town.

آنها بهترین سیب‌زمینی سرخ‌کرده را در شهر درست می‌کنند.

frites can be made from sweet potatoes too.

می‌توان سیب‌زمینی سرخ‌کرده را از سیب‌زمینی شیرین نیز درست کرد.

try the frites with garlic sauce!

سیب‌زمینی سرخ‌کرده را با سس سیر امتحان کنید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید