fritillaria

[ایالات متحده]/ˌfrɪtɪˈleəriə/
[بریتانیا]/ˌfrɪtɪˈlɛriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان گلدار در خانواده لیلی; خود گیاه، که اغلب در پزشکی سنتی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fritillaria bulb

پیاز فریتیلاریا

fritillaria plant

گیاه فریتیلاریا

fritillaria species

گونه‌های فریتیلاریا

fritillaria extract

عصاره فریتیلاریا

fritillaria flower

گل فریتیلاریا

fritillaria cultivation

کشت فریتیلاریا

fritillaria care

مراقبت از فریتیلاریا

fritillaria habitat

زیستگاه فریتیلاریا

fritillaria benefits

فواید فریتیلاریا

fritillaria usage

مصرف فریتیلاریا

جملات نمونه

fritillaria is often used in traditional medicine.

زنبق فریتیلاری اغلب در طب سنتی استفاده می‌شود.

the fritillaria flower has a unique shape.

گل زنبق فریتیلاری شکل منحصر به فردی دارد.

many people admire the beauty of fritillaria.

بسیاری از مردم زیبایی زنبق فریتیلاری را تحسین می‌کنند.

fritillaria bulbs can be planted in the fall.

می‌توان غلاف‌های زنبق فریتیلاری را در پاییز کاشت.

in some cultures, fritillaria is a symbol of prosperity.

در برخی فرهنگ‌ها، زنبق فریتیلاری نماد رفاه است.

fritillaria is known for its medicinal properties.

زنبق فریتیلاری به دلیل خواص دارویی آن شناخته شده است.

gardeners often cultivate fritillaria for its beauty.

باغبانی‌ها اغلب به دلیل زیبایی آن زنبق فریتیلاری را کشت می‌کنند.

fritillaria can thrive in well-drained soil.

زنبق فریتیلاری می‌تواند در خاک با زهکشی خوب رشد کند.

there are many species of fritillaria worldwide.

در سراسر جهان گونه‌های متعددی از زنبق فریتیلاری وجود دارد.

fritillaria is often used in herbal remedies.

زنبق فریتیلاری اغلب در درمان‌های گیاهی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید