frivols

[ایالات متحده]/ˈfrɪvəlz/
[بریتانیا]/ˈfrɪvəlz/

ترجمه

v. هدر دادن یا تلف کردن زمان

عبارات و ترکیب‌ها

frivols and fun

سرگرمی‌ها و تفریح

frivols of youth

سرگرمی‌های جوانی

frivols in life

سرگرمی‌ها در زندگی

frivols and games

سرگرمی‌ها و بازی‌ها

frivols for laughter

سرگرمی برای خنده

frivols of fashion

سرگرمی‌های مد

frivols over coffee

سرگرمی در کنار قهوه

frivols in conversation

سرگرمی در گفتگو

frivols and chatter

سرگرمی و صحبت کردن

frivols of art

سرگرمی‌های هنر

جملات نمونه

he tends to frivol with his time instead of being productive.

او معمولاً وقت خود را بیهوده تلف می‌کند و به جای اینکه مفید باشد.

they engaged in frivolous conversations during the meeting.

آنها در طول جلسه درگیر مکالمات بی‌معنی شدند.

it's not wise to frivol away your savings on unnecessary things.

هدر دادن پس انداز خود در چیزهای غیرضروری عاقلانه نیست.

she enjoys frivolous activities on the weekends.

او از فعالیت‌های بی‌معنی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

frivolous spending can lead to financial difficulties.

هزینه‌های بی‌معنی می‌تواند منجر به مشکلات مالی شود.

he was criticized for his frivolous attitude towards serious issues.

او به خاطر نگرش بی‌خیال خود نسبت به مسائل جدی مورد انتقاد قرار گرفت.

frivolous lawsuits can waste the court's time.

دادخواست‌های بی‌معنی می‌توانند وقت دادگاه را تلف کنند.

they spent the afternoon on frivolous pursuits instead of studying.

آنها بعد از ظهر را درگیر فعالیت‌های بی‌معنی به جای مطالعه کردند.

the movie was criticized for its frivolous plot.

فیلم به خاطر طرح بی‌اهمیتش مورد انتقاد قرار گرفت.

she often frivol with her friends, enjoying light-hearted moments.

او اغلب با دوستانش وقت گذرانی می‌کند و از لحظات سرگرم‌کننده لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید