dillies

[ایالات متحده]/[ˈdɪliz]/
[بریتانیا]/[ˈdɪliz]/

ترجمه

n. یک بافت کوچک، نرم، معمولاً با پیچیدن یا بافتن، معمولاً نماینده یک حیوان؛ یک بافت کوچک و نرم، به ویژه آنچه برای یک کودک برای لپ کردن ساخته شده است.
v. ساختن یا جمع کردن بافتهای دیلی.

عبارات و ترکیب‌ها

dillies and deals

Persian_translation

finding dillies

Persian_translation

love dillies

Persian_translation

great dillies

Persian_translation

dillies galore

Persian_translation

got dillies

Persian_translation

selling dillies

Persian_translation

cheap dillies

Persian_translation

dillies online

Persian_translation

best dillies

Persian_translation

جملات نمونه

she bought a few dillies at the farmers market.

او چند دیلی در بازار کشاورزی خرید.

the antique shop was full of charming dillies.

مغازه انتیک پر از دیلی‌های زیبایی بود.

he collected vintage dillies from around the world.

او دیلی‌های گذشته را از سراسر جهان جمع آوری کرد.

i love browsing through the little dillies in the gift shop.

من دوست دارم در مغازه هدیه از دیلی‌های کوچک گذر می‌کنم.

the craft fair showcased many unique dillies.

بازار هنری بسیاری از دیلی‌های منحصر به فرد را نمایش داد.

she packed a few small dillies for the trip.

او چند دیلی کوچک را برای سفر بست.

he found some interesting dillies at the flea market.

او چند دیلی جالب را در بازار چراغ یافت.

the children loved playing with the colorful dillies.

کودکان دوست داشتند با دیلی‌های رنگارنگ بازی کنند.

she displayed her favorite dillies on the shelf.

او دیلی‌های مورد علاقه‌اش را روی رف نمایش داد.

the garage sale had piles of old dillies.

فروشگاه گاراژ دسته‌هایی از دیلی‌های قدیمی داشت.

he gifted her a few quirky dillies for her birthday.

او چند دیلی عجیب و غریب را به عنوان هدیه تولد او به او داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید