frogmen

[ایالات متحده]/ˈfrɒɡmən/
[بریتانیا]/ˈfrɑɡmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غواصان آموزش دیده برای نبرد یا عملیات زیر آب

عبارات و ترکیب‌ها

frogmen training

آموزش غواصان

frogmen operations

عملیات غواصان

frogmen unit

واحد غواص

frogmen gear

تجهیزات غواص

frogmen mission

ماموریت غواص

frogmen tactics

تاکتیک‌های غواص

frogmen dive

غواصی غواصان

frogmen team

تیم غواص

frogmen skills

مهارت‌های غواص

frogmen rescue

نجات غواص

جملات نمونه

the frogmen conducted a secret underwater mission.

غواصان یک مأموریت مخفیانه زیرآبی انجام دادند.

frogmen are trained to handle various diving equipment.

غواصان برای کار با تجهیزات غواصی مختلف آموزش دیده اند.

during the exercise, the frogmen showcased their skills.

در طول تمرین، غواصان مهارت های خود را به نمایش گذاشتند.

the frogmen infiltrated the enemy base undetected.

غواصان به طور نامحسوس وارد پایگاه دشمن شدند.

frogmen often work in teams for safety and efficiency.

غواصان اغلب به دلیل ایمنی و کارایی به صورت تیمی کار می کنند.

the training for frogmen is physically demanding.

آموزش غواصان از نظر جسمی بسیار سخت است.

frogmen are essential for maritime operations.

غواصان برای عملیات دریایی ضروری هستند.

many frogmen have backgrounds in the military.

بسیاری از غواصان سابقه ای در ارتش دارند.

frogmen use specialized gear for their missions.

غواصان از تجهیزات تخصصی برای انجام مأموریت های خود استفاده می کنند.

the skills of frogmen are highly valued in rescue operations.

مهارت های غواصان در عملیات نجات بسیار ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید