frumenty

[ایالات متحده]/ˈfrʌmənti/
[بریتانیا]/ˈfrʌmənti/

ترجمه

n. یک فرنی شیرین از گندم؛ فرنی شیر از گندم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

frumenty dish

غذای فرومنتی

frumenty porridge

فرینه فرومنتی

frumenty soup

سوپ فرومنتی

frumenty grain

دانه فرومنتی

frumenty recipe

دستور تهیه فرومنتی

frumenty meal

وعده غذایی فرومنتی

frumenty stew

خوراک فرومنتی

frumenty breakfast

صبحانه فرومنتی

frumenty dessert

دسر فرومنتی

frumenty snack

میان وعده فرومنتی

جملات نمونه

frumenty was a popular dish in medieval times.

فرومنتی غذای محبوبی در دوران قرون وسطی بود.

many people enjoy frumenty with milk and honey.

بسیاری از مردم از خوردن فرومنتی با شیر و عسل لذت می برند.

frumenty can be made from wheat or barley.

فرومنتی را می توان از گندم یا جو تهیه کرد.

in the past, frumenty was often served at feasts.

در گذشته، فرومنتی اغلب در جشن ها سرو می شد.

she prepared frumenty as a traditional family recipe.

او فرومنتی را به عنوان یک دستور غذای خانگی سنتی تهیه کرد.

frumenty is sometimes used in modern recipes.

فرومنتی گاهی اوقات در دستور العمل های مدرن استفاده می شود.

people often add spices to frumenty for extra flavor.

افراد اغلب برای طعم بیشتر، ادویه ها به فرومنتی اضافه می کنند.

frumenty was a staple food for many cultures.

فرومنتی غذای اصلی بسیاری از فرهنگ ها بود.

she reminisced about the frumenty her grandmother made.

او با حسرت به یاد فرومنتی که مادربزرگش درست می کرد افتاد.

frumenty can be served hot or cold.

فرومنتی را می توان گرم یا سرد سرو کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید