frumenties

[ایالات متحده]/frʌˈmɛntiːz/
[بریتانیا]/frʌˈmɛnˌtiz/

ترجمه

n. فرنی تهیه شده از غلات

عبارات و ترکیب‌ها

frumenties supply

تامین فرومنتی

frumenties market

بازار فرومنتی

frumenties production

تولید فرومنتی

frumenties trade

تجارت فرومنتی

frumenties demand

تقاضای فرومنتی

frumenties prices

قیمت‌های فرومنتی

frumenties harvest

برداشت فرومنتی

frumenties quality

کیفیت فرومنتی

frumenties storage

ذخیره سازی فرومنتی

frumenties export

صادرات فرومنتی

جملات نمونه

frumenties were a staple in ancient roman diets.

غلات فرومنتی یک غذای اصلی در رژیم غذایی رومیان باستان بودند.

the farmers harvested frumenties during the summer.

کشاورزان در طول تابستان غلات فرومنتی را برداشت کردند.

frumenties can be used to make bread and porridge.

می‌توان از غلات فرومنتی برای تهیه نان و فرنی استفاده کرد.

in history, frumenties were often traded as currency.

در طول تاریخ، اغلب غلات فرومنتی به عنوان پول مبادله می‌شدند.

many cultures have unique ways of preparing frumenties.

فرهنگ‌های بسیاری روش‌های منحصربه‌فردی برای تهیه غلات فرومنتی دارند.

frumenties play a crucial role in food security.

غلات فرومنتی نقش مهمی در امنیت غذایی ایفا می‌کنند.

farmers often rotate crops to maintain frumenties yields.

کشاورزان اغلب برای حفظ عملکرد غلات فرومنتی، تناوب زراعت را انجام می‌دهند.

frumenties are essential for making traditional dishes.

غلات فرومنتی برای تهیه غذاهای سنتی ضروری هستند.

in ancient times, frumenties were used in religious rituals.

در زمان‌های قدیم، از غلات فرومنتی در آیین‌های مذهبی استفاده می‌شد.

frumenties have a significant impact on the economy.

غلات فرومنتی تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید