vibrant fuchsia color
رنگ بنفش فوچیا زنده
fuchsia blooms
شکوفههای فوچیا
deep fuchsia hue
رنگ فوچیا عمیق
fuchsia lipstick
رژ لب فوچیا
fuchsia dress
لباس فوچیا
This fuchsia ruche chiffon blouse is a little too dramatic.
این بلوز شیفون روچه فوشیا کمی اغراقآمیز است.
the muted fuchsia shade flattered her pale skin.
سایهی ارغوانی ملایمی که پوست رنگپریدهاش را جلوه میداد.
the fuchsia cuttings had taken and were looking good.
قلمه های ارغوانی ریشه زده بودند و خوب به نظر می رسیدند.
The tuberose in female flower, daffodil, fuchsia, carnation, sowbread.
لاله درشت، نرجس، فوشیا، گل گلدنی، نانخامه.
She wore a stunning fuchsia dress to the party.
او یک لباس ارغوانی خیرهکننده به مهمانی پوشید.
The fuchsia flowers in the garden bloomed beautifully.
گلهای ارغوانی در باغ به زیبایی شکوفا شدند.
Her fuchsia lipstick matched her outfit perfectly.
رژ ارغوانی او به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.
He painted the bedroom walls in a vibrant fuchsia color.
او دیوارها را در اتاق خواب با رنگ ارغوانی زنده نقاشی کرد.
The bridesmaids carried bouquets of fuchsia roses.
عروس خانمها دسته گلهای ارغوانی رز حمل میکردند.
Fuchsia is a popular color for spring fashion.
ارغوانی رنگی محبوب برای مد بهار است.
The sunset painted the sky in shades of fuchsia and orange.
غروب خورشید آسمان را با رنگهای ارغوانی و نارنجی رنگ آمیزی کرد.
She decorated her office with accents of fuchsia to add a pop of color.
او دفتر خود را با تزئینات ارغوانی تزئین کرد تا رنگی به آن اضافه کند.
The fuchsia curtains added a bold touch to the room.
پردههای ارغوانی یک حس جسورانه به اتاق اضافه کردند.
The artist used fuchsia as the focal point in his painting.
هنرمند از ارغوانی به عنوان نقطه کانونی در نقاشی خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید