fuckwits

[ایالات متحده]/fʌk.wɪts/
[بریتانیا]/fʌk.wɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد احمق؛ نادان‌ها؛ احمق‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

stupid fuckwits

احمق‌های بی‌فرهنگ

lazy fuckwits

بی‌خاص و تنبل

ignorant fuckwits

نادان‌ها

annoying fuckwits

افراد آزاردهنده

arrogant fuckwits

متکبران

selfish fuckwits

خودخواه ها

clueless fuckwits

بی اطلاع ها

idiotic fuckwits

احمقانه

rude fuckwits

بی ادب ها

crazy fuckwits

دیوانه ها

جملات نمونه

those fuckwits really think they can win this game.

آن دسته از احمق‌ها واقعاً فکر می‌کنند می‌توانند این بازی را ببرند.

it's frustrating dealing with fuckwits at work.

همکار کردن با احمق‌ها در محل کار خسته‌کننده است.

why do you always hang out with such fuckwits?

چرا همیشه با چنین احمق‌هایی می‌گردید؟

those fuckwits have no idea what they're talking about.

آن دسته از احمق‌ها اصلاً نمی‌دانند در مورد چه صحبت می‌کنند.

don't be a fuckwit; think before you act.

احمق نباشید؛ قبل از عمل فکر کنید.

they are just a bunch of fuckwits causing trouble.

آن‌ها فقط یک مشت احمق هستند که دردسر ایجاد می‌کنند.

sometimes i wonder if all fuckwits are the same.

گاهی اوقات فکر می‌کنم آیا همه احمق‌ها یکسان هستند یا نه.

those fuckwits will never learn from their mistakes.

آن دسته از احمق‌ها هرگز از اشتباهات خود درس نمی‌گیرند.

it's hard to reason with fuckwits like them.

با چنین احمق‌هایی استدلال کردن سخت است.

stop acting like a fuckwit and start being responsible.

دیگر مثل یک احمق رفتار نکنید و شروع به مسئولیت‌پذیری کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید