fuggy weather
هوا آلوده
fuggy air
هوای آلوده
fuggy room
اتاق پردودار
fuggy atmosphere
فضای پردودار
fuggy conditions
شرایط پردودار
fuggy environment
محیط پردودار
fuggy smell
بوی دود
fuggy day
روز آلوده
fuggy night
شب آلوده
fuggy feeling
احساس خفگی
the room felt fuggy after the rain.
اتاق بعد از باران خیس و شرابی احساس میشد.
it was a fuggy day, perfect for staying indoors.
یک روز شرابی بود، برای ماندن در خانه عالی بود.
she complained about the fuggy atmosphere in the café.
او در مورد فضای شرابی در کافه شکایت کرد.
we opened the windows to clear the fuggy air.
ما پنجرهها را باز کردیم تا هوای شرابی را از بین ببریم.
the weather turned fuggy as the storm approached.
با نزدیک شدن طوفان هوا شرابی شد.
he felt sluggish in the fuggy classroom.
او در کلاس شرابی احساس بیحالی میکرد.
the fuggy conditions made it hard to breathe.
شرایط شرابی تنفس را دشوار میکرد.
after the workout, the gym felt very fuggy.
بعد از تمرین، باشگاه بسیار شرابی احساس میشد.
she wiped her brow in the fuggy heat.
او پیشانی خود را در گرماي شرابی پاک کرد.
the fuggy weather made everyone irritable.
هواى شرابی همه را ناراحت کرد.
fuggy weather
هوا آلوده
fuggy air
هوای آلوده
fuggy room
اتاق پردودار
fuggy atmosphere
فضای پردودار
fuggy conditions
شرایط پردودار
fuggy environment
محیط پردودار
fuggy smell
بوی دود
fuggy day
روز آلوده
fuggy night
شب آلوده
fuggy feeling
احساس خفگی
the room felt fuggy after the rain.
اتاق بعد از باران خیس و شرابی احساس میشد.
it was a fuggy day, perfect for staying indoors.
یک روز شرابی بود، برای ماندن در خانه عالی بود.
she complained about the fuggy atmosphere in the café.
او در مورد فضای شرابی در کافه شکایت کرد.
we opened the windows to clear the fuggy air.
ما پنجرهها را باز کردیم تا هوای شرابی را از بین ببریم.
the weather turned fuggy as the storm approached.
با نزدیک شدن طوفان هوا شرابی شد.
he felt sluggish in the fuggy classroom.
او در کلاس شرابی احساس بیحالی میکرد.
the fuggy conditions made it hard to breathe.
شرایط شرابی تنفس را دشوار میکرد.
after the workout, the gym felt very fuggy.
بعد از تمرین، باشگاه بسیار شرابی احساس میشد.
she wiped her brow in the fuggy heat.
او پیشانی خود را در گرماي شرابی پاک کرد.
the fuggy weather made everyone irritable.
هواى شرابی همه را ناراحت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید