fuggier

[ایالات متحده]/ˈfʌɡi/
[بریتانیا]/ˈfʌɡi/

ترجمه

adj. گرم و داغ

عبارات و ترکیب‌ها

fuggy weather

هوا آلوده

fuggy air

هوای آلوده

fuggy room

اتاق پردودار

fuggy atmosphere

فضای پردودار

fuggy conditions

شرایط پردودار

fuggy environment

محیط پردودار

fuggy smell

بوی دود

fuggy day

روز آلوده

fuggy night

شب آلوده

fuggy feeling

احساس خفگی

جملات نمونه

the room felt fuggy after the rain.

اتاق بعد از باران خیس و شرابی احساس می‌شد.

it was a fuggy day, perfect for staying indoors.

یک روز شرابی بود، برای ماندن در خانه عالی بود.

she complained about the fuggy atmosphere in the café.

او در مورد فضای شرابی در کافه شکایت کرد.

we opened the windows to clear the fuggy air.

ما پنجره‌ها را باز کردیم تا هوای شرابی را از بین ببریم.

the weather turned fuggy as the storm approached.

با نزدیک شدن طوفان هوا شرابی شد.

he felt sluggish in the fuggy classroom.

او در کلاس شرابی احساس بی‌حالی می‌کرد.

the fuggy conditions made it hard to breathe.

شرایط شرابی تنفس را دشوار می‌کرد.

after the workout, the gym felt very fuggy.

بعد از تمرین، باشگاه بسیار شرابی احساس می‌شد.

she wiped her brow in the fuggy heat.

او پیشانی خود را در گرماي شرابی پاک کرد.

the fuggy weather made everyone irritable.

هواى شرابی همه را ناراحت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید