fumess smell
بوی بد
fumess odor
بوی نامطبوع
fumess air
هوا
fumess fumes
دود
fumess environment
محیط
fumess situation
وضعیت
fumess area
منطقه
fumess product
محصول
fumess quality
کیفیت
fumess residue
باقی مانده
she has a fumess for solving complex problems.
او استعداد حل مسائل پیچیده را دارد.
his fumess in art is evident in his paintings.
استعداد او در هنر در نقاشی هایش آشکار است.
they believe that a fumess for languages can be developed.
آنها معتقدند که می توان استعداد برای زبان ها را توسعه داد.
she showed a natural fumess for music from a young age.
او از سن جوانی استعداد طبیعی برای موسیقی نشان داد.
his fumess in sports made him a star athlete.
استعداد او در ورزش او را به یک ورزشکار برتر تبدیل کرد.
with practice, her fumess for cooking improved significantly.
با تمرین، استعداد او در آشپزی به طور قابل توجهی بهبود یافت.
many artists have a fumess that sets them apart.
بسیاری از هنرمندان دارای استعدادی هستند که آنها را از دیگران متمایز می کند.
he has a fumess for understanding complex theories.
او استعداد درک نظریات پیچیده را دارد.
her fumess for negotiation helped close the deal.
استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.
people often admire his fumess for storytelling.
مردم اغلب به استعداد او در داستان سرایی احترام می گذارند.
fumess smell
بوی بد
fumess odor
بوی نامطبوع
fumess air
هوا
fumess fumes
دود
fumess environment
محیط
fumess situation
وضعیت
fumess area
منطقه
fumess product
محصول
fumess quality
کیفیت
fumess residue
باقی مانده
she has a fumess for solving complex problems.
او استعداد حل مسائل پیچیده را دارد.
his fumess in art is evident in his paintings.
استعداد او در هنر در نقاشی هایش آشکار است.
they believe that a fumess for languages can be developed.
آنها معتقدند که می توان استعداد برای زبان ها را توسعه داد.
she showed a natural fumess for music from a young age.
او از سن جوانی استعداد طبیعی برای موسیقی نشان داد.
his fumess in sports made him a star athlete.
استعداد او در ورزش او را به یک ورزشکار برتر تبدیل کرد.
with practice, her fumess for cooking improved significantly.
با تمرین، استعداد او در آشپزی به طور قابل توجهی بهبود یافت.
many artists have a fumess that sets them apart.
بسیاری از هنرمندان دارای استعدادی هستند که آنها را از دیگران متمایز می کند.
he has a fumess for understanding complex theories.
او استعداد درک نظریات پیچیده را دارد.
her fumess for negotiation helped close the deal.
استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.
people often admire his fumess for storytelling.
مردم اغلب به استعداد او در داستان سرایی احترام می گذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید