fumess

[ایالات متحده]/ˈfjuːmɛs/
[بریتانیا]/ˈfjuːmɛs/

ترجمه

n. محصول گازی احتراق

عبارات و ترکیب‌ها

fumess smell

بوی بد

fumess odor

بوی نامطبوع

fumess air

هوا

fumess fumes

دود

fumess environment

محیط

fumess situation

وضعیت

fumess area

منطقه

fumess product

محصول

fumess quality

کیفیت

fumess residue

باقی مانده

جملات نمونه

she has a fumess for solving complex problems.

او استعداد حل مسائل پیچیده را دارد.

his fumess in art is evident in his paintings.

استعداد او در هنر در نقاشی هایش آشکار است.

they believe that a fumess for languages can be developed.

آنها معتقدند که می توان استعداد برای زبان ها را توسعه داد.

she showed a natural fumess for music from a young age.

او از سن جوانی استعداد طبیعی برای موسیقی نشان داد.

his fumess in sports made him a star athlete.

استعداد او در ورزش او را به یک ورزشکار برتر تبدیل کرد.

with practice, her fumess for cooking improved significantly.

با تمرین، استعداد او در آشپزی به طور قابل توجهی بهبود یافت.

many artists have a fumess that sets them apart.

بسیاری از هنرمندان دارای استعدادی هستند که آنها را از دیگران متمایز می کند.

he has a fumess for understanding complex theories.

او استعداد درک نظریات پیچیده را دارد.

her fumess for negotiation helped close the deal.

استعداد او در مذاکره به بستن معامله کمک کرد.

people often admire his fumess for storytelling.

مردم اغلب به استعداد او در داستان سرایی احترام می گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید