fumigated area
منطقه گندزدایی شده
fumigated goods
کالاهای گندزدایی شده
fumigated space
فضای گندزدایی شده
fumigated room
اتاق گندزدایی شده
fumigated premises
املاک گندزدایی شده
fumigated products
محصولات گندزدایی شده
fumigated warehouse
انبار گندزدایی شده
fumigated items
مواد گندزدایی شده
fumigated environment
محیط گندزدایی شده
fumigated surfaces
سطوح گندزدایی شده
the warehouse was fumigated to eliminate pests.
برای از بین بردن آفات، انبار را گازی زدند.
after the fumigated treatment, the house smelled fresh.
پس از درمان گازی، خانه بوی تازهای میداد.
they fumigated the garden to protect the plants.
برای محافظت از گیاهان، باغ را گازی زدند.
the restaurant was fumigated to ensure food safety.
برای اطمینان از ایمنی غذا، رستوران را گازی زدند.
fumigated areas are safe for people and pets.
مناطق گازی شده برای افراد و حیوانات خانگی ایمن هستند.
before moving in, the apartment was fumigated.
قبل از نقل مکان، آپارتمان گازی شد.
fumigated materials must be aired out before use.
مواد گازی شده باید قبل از استفاده تهویه شوند.
they decided to fumigate the storage facility regularly.
آنها تصمیم گرفتند به طور منظم تأسیسات ذخیره سازی را گازی کنند.
fumigated products are often labeled for safety.
محصولات گازی شده اغلب به دلیل ایمنی برچسبگذاری میشوند.
it's important to follow guidelines when fumigated.
رعایت دستورالعملها هنگام گازی کردن مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید