fumigated

[ایالات متحده]/ˈfjuːmɪɡeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈfjuːmɪˌɡeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ضدعفونی شده (چیزی) با استفاده از مواد شیمیایی

عبارات و ترکیب‌ها

fumigated area

منطقه گندزدایی شده

fumigated goods

کالا‌های گندزدایی شده

fumigated space

فضای گندزدایی شده

fumigated room

اتاق گندزدایی شده

fumigated premises

املاک گندزدایی شده

fumigated products

محصولات گندزدایی شده

fumigated warehouse

انبار گندزدایی شده

fumigated items

مواد گندزدایی شده

fumigated environment

محیط گندزدایی شده

fumigated surfaces

سطوح گندزدایی شده

جملات نمونه

the warehouse was fumigated to eliminate pests.

برای از بین بردن آفات، انبار را گازی زدند.

after the fumigated treatment, the house smelled fresh.

پس از درمان گازی، خانه بوی تازه‌ای می‌داد.

they fumigated the garden to protect the plants.

برای محافظت از گیاهان، باغ را گازی زدند.

the restaurant was fumigated to ensure food safety.

برای اطمینان از ایمنی غذا، رستوران را گازی زدند.

fumigated areas are safe for people and pets.

مناطق گازی شده برای افراد و حیوانات خانگی ایمن هستند.

before moving in, the apartment was fumigated.

قبل از نقل مکان، آپارتمان گازی شد.

fumigated materials must be aired out before use.

مواد گازی شده باید قبل از استفاده تهویه شوند.

they decided to fumigate the storage facility regularly.

آنها تصمیم گرفتند به طور منظم تأسیسات ذخیره سازی را گازی کنند.

fumigated products are often labeled for safety.

محصولات گازی شده اغلب به دلیل ایمنی برچسب‌گذاری می‌شوند.

it's important to follow guidelines when fumigated.

رعایت دستورالعمل‌ها هنگام گازی کردن مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید