fumings

[ایالات متحده]/fjumiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دود یا بخار ساطع کننده
v. تبخیر شدن؛ دود ساطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fuming sulfuric acid

اسید سولفوریک خشمگین

fuming nitric acid

اسید نیتریک خشمگین

جملات نمونه

I was fuming at their inefficiency.

من از بی‌کفایتی آن‌ها خشمگین بودم.

fragments of lava hit the ground, fuming and sizzling.

قطعاتی از گدازه به زمین برخورد کرد و دود و جریمه شد.

he is fuming over the interference in his work.

او به دلیل دخالت در کارش خشمگین است.

The freighter was fuming thick black smoke and ready for departure.

فرتر دود غلیظ سیاه را بیرون می‌داد و برای عزیمت آماده بود.

"'Was the boss angry?' 'Yes, he was really fuming.'"

By fuming with sulfuric-phosphoric acid mixture the residual hydrofluoride was then expelled,and boron was finally determined by curcumin spectrophotometry after distillation.

با بخار رساندن با مخلوط اسید سولفوریک-فسفوری، هیدروفلوراید باقیمانده سپس خارج شد و بور در نهایت پس از تقطیر با اسپکتروفتومتری کورکومین تعیین شد.

a colorless; pungent fuming vesicatory liquid acid HCOOH found in ants and many plants; used in finishing textiles.

یک اسید مایع سوزان، بی‌رنگ و با بوی تند، HCOOH که در مورچه‌ها و بسیاری از گیاهان یافت می‌شود؛ در تکمیل پارچه استفاده می‌شود.

dimethylbenzoyl) benzoic acid separately carries on dehydration with gathers the phosphoric acid,the strong sulfuric acid,the fuming sulfuric acid and so on to synthesize 1,4-dimethyl anthraquinones.

(دی متیل بنزویل) بنزئیک اسید به طور جداگانه با جمع آوری اسید فسفریک، اسید سولفوریک قوی، اسید سولفوریک فومینگ و غیره برای سنتز 1،4-دی متیل آنتراکینون ها کم آبی انجام می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید