fumitory

[ایالات متحده]/ˈfjʊmətəri/
[بریتانیا]/ˈfjuːməˌtɔri/

ترجمه

n. گیاهی از جنس Fumaria؛ گیاه دود (نوعی گیاه با گل‌های آبی)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fumitory plant

گیاه فومیتوری

fumitory extract

عصاره فومیتوری

fumitory species

گونه‌های فومیتوری

fumitory leaves

برگ‌های فومیتوری

fumitory flowers

گل‌های فومیتوری

fumitory roots

ریشه‌های فومیتوری

fumitory benefits

فواید فومیتوری

fumitory uses

کاربردهای فومیتوری

fumitory oil

روغن فومیتوری

fumitory habitat

زیستگاه فومیتوری

جملات نمونه

fumitory is often used in herbal medicine.

بوموریا اغلب در طب گیاهی استفاده می‌شود.

the leaves of fumitory can be brewed into a tea.

برگ‌های بوموریا را می‌توان به چای تبدیل کرد.

many people appreciate the benefits of fumitory for digestion.

بسیاری از مردم از فواید بوموریا برای هضم غذا قدردانی می‌کنند.

fumitory has a long history in traditional medicine.

بوموریا در طب سنتی تاریخچه‌ای طولانی دارد.

some gardeners grow fumitory for its unique flowers.

برخی از باغداران بوموریا را به دلیل گل‌های منحصر به فردش پرورش می‌دهند.

fumitory can be found in various habitats across europe.

بوموریا را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف در سراسر اروپا یافت.

research is ongoing about the effects of fumitory on health.

تحقیقات در مورد اثرات بوموریا بر سلامت در حال انجام است.

fumitory is sometimes used as a natural remedy for skin issues.

بوموریا گاهی اوقات به عنوان یک درمان طبیعی برای مشکلات پوستی استفاده می‌شود.

in folklore, fumitory was believed to ward off evil spirits.

در فولکلور، اعتقاد بر این بود که بوموریا از ارواح شیطانی دور می‌کند.

fumitory is known for its delicate, feathery leaves.

بوموریا به دلیل برگ‌های ظریف و پر مانندش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید