funnelling

[ایالات متحده]/ˈfʌn.əl.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfʌn.əl.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد یک شکل یا اثر قیف؛ فرایند متمرکز کردن یا هدایت جریان از طریق یک گذرگاه باریک

عبارات و ترکیب‌ها

funnelling process

فرآیند هدایت

funnelling technique

تکنیک هدایت

funnelling method

روش هدایت

funnelling effect

اثر هدایت

funnelling strategy

استراتژی هدایت

funnelling system

سیستم هدایت

funnelling approach

رویکرد هدایت

funnelling model

مدل هدایت

funnelling framework

چارچوب هدایت

funnelling analysis

تجزیه و تحلیل هدایت

جملات نمونه

funnelling resources into education can lead to better outcomes.

تخصیص منابع به آموزش می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

the company is funnelling funds into research and development.

شرکت در حال هدایت بودجه به تحقیق و توسعه است.

she is funnelling her energy into writing a novel.

او انرژی خود را صرف نوشتن یک رمان می‌کند.

funnelling information through proper channels is crucial.

هدایت اطلاعات از طریق کانال‌های مناسب بسیار مهم است.

he is funnelling his efforts into community service.

او تلاش خود را صرف خدمات اجتماعی می‌کند.

funnelling data can help improve decision-making processes.

هدایت داده‌ها می‌تواند به بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری کمک کند.

they are funnelling their marketing strategy towards younger audiences.

آنها استراتژی بازاریابی خود را به سمت مخاطبان جوان‌تر هدایت می‌کنند.

funnelling talent into key projects is essential for success.

هدایت استعداد به پروژه‌های کلیدی برای موفقیت ضروری است.

we are funnelling our attention to the most pressing issues.

ما توجه خود را به مسائل مهم‌تر معطفا می‌کنیم.

the organization is funnelling volunteers to support local initiatives.

سازمان داوطلبان را برای حمایت از طرح‌های محلی هدایت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید