furthers

[ایالات متحده]/ˈfɜːðəz/
[بریتانیا]/ˈfɜrðərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترویج یا پیشبرد; ارائه کمک به; حمایت کردن; بهبود یا ارتقاء دادن

عبارات و ترکیب‌ها

furthers research

پیشبرد تحقیقات

furthers understanding

افزایش درک

furthers development

پیشبرد توسعه

furthers education

پیشبرد آموزش

furthers goals

پیشبرد اهداف

furthers interests

افزایش علایق

furthers initiatives

پیشبرد طرح ها

furthers collaboration

افزایش همکاری

furthers progress

پیشبرد پیشرفت

furthers innovation

افزایش نوآوری

جملات نمونه

the new policy further enhances our commitment to sustainability.

سیاست جدید تعهد ما به پایداری را بیشتر تقویت می‌کند.

this research further supports the theory of climate change.

این تحقیق بیشتر از نظریه تغییرات آب و هوا پشتیبانی می‌کند.

her experience further qualifies her for the position.

تجربه او بیشتر او را برای این سمت واجد شرایط می‌کند.

the findings further illustrate the need for more studies.

یافته‌ها بیشتر نیاز به تحقیقات بیشتر را نشان می‌دهند.

his actions further demonstrate his commitment to the cause.

اقدامات او بیشتر تعهد او به این هدف را نشان می‌دهند.

this feature further improves the user experience.

این ویژگی تجربه کاربر را بیشتر بهبود می‌بخشد.

the collaboration further strengthens our partnership.

همکاری ما مشارکت ما را بیشتر تقویت می‌کند.

her insights further inform our decision-making process.

بینش‌های او فرآیند تصمیم‌گیری ما را بیشتر آگاه می‌کند.

the new evidence further complicates the investigation.

شواهد جدید تحقیقات را بیشتر پیچیده می‌کند.

this initiative further promotes community engagement.

این طرح مشارکت جامعه را بیشتر ترویج می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید