furunculoses

[ایالات متحده]/[fjuə,rʌŋkju'ləusis]/
[بریتانیا]/[fjuə,rʌŋkju'ləusis]/

ترجمه

n. نوعی از فورنکولوز؛ بیماری جوش

عبارات و ترکیب‌ها

acute furunculoses

فurunculoses حاد

chronic furunculoses

فurunculoses مزمن

furunculoses treatment

درمان فurunculoses

furunculoses symptoms

علائم فurunculoses

furunculoses infection

عفونت فurunculoses

furunculoses management

مدیریت فurunculoses

furunculoses diagnosis

تشخیص فurunculoses

furunculoses causes

علت های فurunculoses

furunculoses prevention

جلوگیری از فurunculoses

furunculoses outbreaks

شیوع فurunculoses

جملات نمونه

furunculoses can lead to painful skin lesions.

بیماری‌های چرکی می‌توانند منجر به ایجاد ضایعات دردناک پوستی شوند.

patients with furunculoses often require antibiotics.

بیماران مبتلا به بیماری‌های چرکی اغلب به آنتی‌بیوتیک‌ها نیاز دارند.

proper hygiene can help prevent furunculoses.

بهداشت مناسب می‌تواند به پیشگیری از بیماری‌های چرکی کمک کند.

furunculoses may occur in areas of friction.

بیماری‌های چرکی ممکن است در مناطقی که اصطکاک وجود دارد رخ دهد.

chronic furunculoses can affect quality of life.

بیماری‌های چرکی مزمن می‌تواند بر کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.

it is important to treat furunculoses promptly.

درمان به موقع بیماری‌های چرکی مهم است.

furunculoses can be a sign of an underlying infection.

بیماری‌های چرکی می‌تواند نشانه‌ای از عفونت زمینه‌ای باشد.

individuals with weakened immune systems are more prone to furunculoses.

افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند بیشتر مستعد ابتلا به بیماری‌های چرکی هستند.

furunculoses are often caused by bacterial infections.

بیماری‌های چرکی اغلب ناشی از عفونت‌های باکتریایی هستند.

consult a doctor if you suspect furunculoses.

اگر به بیماری‌های چرکی مشکوک هستید، با پزشک مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید