fusees and wires
فیوز و سیم
fusees replacement kit
کیت تعویض فیوز
fusees blown out
فیوزهای سوخته
fusees for circuits
فیوز برای مدارهای الکتریکی
fusees testing device
دستگاه تست فیوز
fusees in appliances
فیوز در وسایل برقی
fusees safety feature
ویژگی ایمنی فیوز
fusees installation guide
راهنمای نصب فیوز
fusees electrical system
سیستم الکتریکی فیوز
fusees troubleshooting steps
مراحل عیب یابی فیوز
fusees can be used to ignite fireworks.
میتوان از فیوزها برای روشن کردن آتشبازی استفاده کرد.
he carefully attached the fusees to the rocket.
او با دقت فیوزها را به موشک متصل کرد.
we need more fusees for the upcoming event.
ما برای رویداد آینده به فیوز بیشتری نیاز داریم.
fusees are essential for starting a campfire.
فیوزها برای روشن کردن آتشسوزی ضروری هستند.
make sure the fusees are dry before use.
مطمئن شوید که قبل از استفاده فیوزها خشک هستند.
she bought a pack of fusees for her camping trip.
او یک بسته فیوز برای سفر کمپینگ خود خرید.
he demonstrated how to light the fusees safely.
او نحوه روشن کردن ایمن فیوزها را نشان داد.
fusees should be stored away from flammable materials.
فیوزها باید دور از مواد قابل اشتعال نگهداری شوند.
they used fusees to light the bonfire.
آنها از فیوزها برای روشن کردن آتش استفاده کردند.
always check the expiration date on fusees.
همیشه تاریخ انقضا روی فیوزها را بررسی کنید.
fusees and wires
فیوز و سیم
fusees replacement kit
کیت تعویض فیوز
fusees blown out
فیوزهای سوخته
fusees for circuits
فیوز برای مدارهای الکتریکی
fusees testing device
دستگاه تست فیوز
fusees in appliances
فیوز در وسایل برقی
fusees safety feature
ویژگی ایمنی فیوز
fusees installation guide
راهنمای نصب فیوز
fusees electrical system
سیستم الکتریکی فیوز
fusees troubleshooting steps
مراحل عیب یابی فیوز
fusees can be used to ignite fireworks.
میتوان از فیوزها برای روشن کردن آتشبازی استفاده کرد.
he carefully attached the fusees to the rocket.
او با دقت فیوزها را به موشک متصل کرد.
we need more fusees for the upcoming event.
ما برای رویداد آینده به فیوز بیشتری نیاز داریم.
fusees are essential for starting a campfire.
فیوزها برای روشن کردن آتشسوزی ضروری هستند.
make sure the fusees are dry before use.
مطمئن شوید که قبل از استفاده فیوزها خشک هستند.
she bought a pack of fusees for her camping trip.
او یک بسته فیوز برای سفر کمپینگ خود خرید.
he demonstrated how to light the fusees safely.
او نحوه روشن کردن ایمن فیوزها را نشان داد.
fusees should be stored away from flammable materials.
فیوزها باید دور از مواد قابل اشتعال نگهداری شوند.
they used fusees to light the bonfire.
آنها از فیوزها برای روشن کردن آتش استفاده کردند.
always check the expiration date on fusees.
همیشه تاریخ انقضا روی فیوزها را بررسی کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید