fireworks

[ایالات متحده]/ˈfaɪəwɜːks/
[بریتانیا]/ˈfaɪərwɜrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌های انفجاری استفاده شده برای سرگرمی یا جشن؛ بحث یا مشاجره شدید؛ نرم‌افزار آتش‌بازی توسعه یافته توسط Macromedia برای پردازش تصویر وب

عبارات و ترکیب‌ها

fireworks display

نمایش آتش‌بازی

fireworks show

نمایش آتش‌بازی

fireworks festival

جشنواره آتش‌بازی

fireworks safety

ایمنی آتش‌بازی

fireworks event

رویداد آتش‌بازی

fireworks night

شب آتش‌بازی

fireworks competition

مسابقه آتش‌بازی

fireworks art

هنر آتش‌بازی

fireworks showpiece

نمایش ویژه آتش‌بازی

fireworks celebration

جشن آتش‌بازی

جملات نمونه

we watched the fireworks light up the night sky.

ما شاهد روشن شدن آسمان شب با آتش‌بازی بودیم.

the fireworks display was truly spectacular.

نمایش آتش‌بازی واقعاً دیدنی بود.

children love to see fireworks during celebrations.

کودکان عاشق تماشای آتش‌بازی در جشن‌ها هستند.

fireworks are often used to celebrate the new year.

اغلب از آتش‌بازی برای جشن سال نو استفاده می‌شود.

we set off fireworks to celebrate our victory.

ما آتش‌بازی را برای جشن پیروزی خود روشن کردیم.

the sound of fireworks can be both thrilling and frightening.

صدای آتش‌بازی می‌تواند هم هیجان‌انگیز و هم ترسناک باشد.

fireworks can create a magical atmosphere during festivals.

آتش‌بازی می‌تواند در طول جشنواره‌ها فضایی جادویی ایجاد کند.

many cities have fireworks shows on independence day.

شهر‌های زیادی در روز استقلال آتش‌بازی دارند.

we enjoyed a picnic while waiting for the fireworks to start.

ما در حالی که منتظر شروع آتش‌بازی بودیم، از یک پیک‌نیک لذت بردیم.

fireworks are a traditional way to mark special occasions.

آتش‌بازی یک روش سنتی برای نشان دادن مناسبت‌های خاص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید