fusillade

[ایالات متحده]/ˌfjuːzɪ'leɪd/
[بریتانیا]/ˈfjusəˌlɑd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلیک سریع همزمان سلاح‌های گرم؛ آتش جمعی
vt. به طور همزمان شلیک کردن

جملات نمونه

a fusillade of insults.

بارانی از توهین‌ها

a fusillade of accusations.

بارانی از اتهامات

a fusillade of questions

بارانی از سؤالات

a fusillade of gunfire

بارانی از گلوله‌ها

marchers had to dodge a fusillade of missiles.

راهپیمایان مجبور شدند از آتش سنگرها جاخالی بگیرند.

The soldiers unleashed a fusillade of bullets.

سربازان طوفانی از گلوله ها را آزاد کردند.

The protesters faced a fusillade of tear gas from the police.

تظاهرکنندگان با طوفانی از گاز اشک آور از سوی پلیس روبرو شدند.

The team received a fusillade of criticism after their loss.

تیم پس از شکست خود مورد انتقادهای فراوان قرار گرفت.

She endured a fusillade of questions during the press conference.

او در طول کنفرانس مطبوعاتی، بارانی از سؤالات را تحمل کرد.

The teacher fired a fusillade of difficult questions at the students.

معلم طوفانی از سؤالات دشوار را به سمت دانش آموزان پرتاب کرد.

The company faced a fusillade of lawsuits from disgruntled customers.

شرکت با طوفانی از دادخواست‌ها از مشتریان ناراضی روبرو شد.

The goalkeeper blocked a fusillade of shots during the game.

دروازه‌بان در طول بازی، طوفانی از شوت‌ها را دفع کرد.

The politician was hit by a fusillade of accusations from the opposition party.

سیاستمدار مورد طوفانی از اتهامات از سوی حزب مخالف قرار گرفت.

The artist received a fusillade of praise for her latest work.

هنرمند مورد تحسین فراوان برای آخرین اثرش قرار گرفت.

The detective faced a fusillade of challenges while solving the case.

مامور پلیس در حین حل پرونده با چالش‌های فراوانی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید