makes fusses
ایجاد سرو صدا میکند
fusses over
در مورد آن سرو صدا میکند
fusses about
در مورد آن سرو صدا میکند
fusses with
با آن سرو صدا میکند
fusses around
اطراف آن سرو صدا میکند
fusses too much
خیلی زیاد سرو صدا میکند
fusses over details
در مورد جزئیات سرو صدا میکند
fusses like
مثل این که سرو صدا میکند
fusses constantly
به طور مداوم سرو صدا میکند
she always fusses over the details.
او همیشه در مورد جزئیات حساس است.
he fusses about the cleanliness of the house.
او در مورد نظافت خانه حساس است.
don't fuss too much; everything will be fine.
زیاد نگران نباشید؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
the mother fusses over her children's health.
مادر نگران سلامتی فرزندانش است.
she fusses with her hair before going out.
او قبل از بیرون رفتن با موهایش ور میرود.
he fusses when things don't go his way.
او عصبی میشود وقتی که کارها طبق میل او پیش نمیرود.
stop fussing and just enjoy the moment.
دیگر نگران نباشید و فقط از لحظه لذت ببرید.
she fusses over her appearance before the meeting.
او قبل از جلسه در مورد ظاهر خود حساس است.
he fusses about what to wear to the party.
او در مورد چه چیزی بپوشد برای مهمانی حساس است.
don't fuss about the little things in life.
نگران چیزهای کوچک زندگی نباشید.
makes fusses
ایجاد سرو صدا میکند
fusses over
در مورد آن سرو صدا میکند
fusses about
در مورد آن سرو صدا میکند
fusses with
با آن سرو صدا میکند
fusses around
اطراف آن سرو صدا میکند
fusses too much
خیلی زیاد سرو صدا میکند
fusses over details
در مورد جزئیات سرو صدا میکند
fusses like
مثل این که سرو صدا میکند
fusses constantly
به طور مداوم سرو صدا میکند
she always fusses over the details.
او همیشه در مورد جزئیات حساس است.
he fusses about the cleanliness of the house.
او در مورد نظافت خانه حساس است.
don't fuss too much; everything will be fine.
زیاد نگران نباشید؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
the mother fusses over her children's health.
مادر نگران سلامتی فرزندانش است.
she fusses with her hair before going out.
او قبل از بیرون رفتن با موهایش ور میرود.
he fusses when things don't go his way.
او عصبی میشود وقتی که کارها طبق میل او پیش نمیرود.
stop fussing and just enjoy the moment.
دیگر نگران نباشید و فقط از لحظه لذت ببرید.
she fusses over her appearance before the meeting.
او قبل از جلسه در مورد ظاهر خود حساس است.
he fusses about what to wear to the party.
او در مورد چه چیزی بپوشد برای مهمانی حساس است.
don't fuss about the little things in life.
نگران چیزهای کوچک زندگی نباشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید