futuriste

[ایالات متحده]/fy.tu.ʁist/
[بریتانیا]/fy.tu.ʁist/

ترجمه

adj. مربوط به آینده‌گرایی یا آینده؛ ویژگی‌هایی که بر روی امکانات آینده و فناوری‌های مدرن متمرکز است
n. یک جنبش هنری و اجتماعی که در اوایل قرن بیستم ظهور کرد، که تاکیدی بر سرعت، فناوری، جوانی، خشونت و اشیاء صنعتی داشت.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the designer presented a futuriste collection that stunned the paris fashion week.

طراح یک جمعه آتیستی ارائه داد که فریب‌دهنده هفته مد پاریس را به هم زد.

the futuriste architecture of the museum features floating staircases and holographic displays.

معماری آتیستی موزه از پله‌های شناور و نمایش‌های هولوگرافیک برخوردار است.

her futuriste vision transformed the mundane office space into an innovative workplace.

دیدگاه آتیستی او فضای اداری معمولی را به یک محیط کاری نوآور تبدیل کرد.

the film showcased futuriste technology that seemed impossible just decades ago.

فیلم فناوری‌های آتیستی را نمایش داد که تنها دهه‌ها پیش غیرممکن به نظر می‌رسید.

the futuriste art exhibition explored themes of humanity and artificial intelligence.

نمایشگاه هنر آتیستی به موضوعات انسانیت و هوش مصنوعی پرداخت.

his futuriste approach to urban planning incorporated vertical gardens and renewable energy.

رویکرد آتیستی او در برنامه‌ریزی شهری از باغ‌های عمودی و انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده کرد.

the futuriste motorcycle features a sleek design and electric propulsion system.

موتور سیکلت آتیستی طراحی لطیف و سیستم توان‌دهی الکتریکی دارد.

the restaurant's futuriste decor includes robots serving customers and interactive menus.

زیبایی‌های آتیستی رستوران شامل ربات‌هایی است که مشتریان را خدمت می‌کنند و منوهای تعاملی دارد.

the futuriste clothing line combines traditional fabrics with holographic patterns.

خط لباس‌های آتیستی با بافت‌های سنتی و الگوهای هولوگرافیک ترکیب می‌شود.

the scientists developed a futuriste propulsion system for interstellar travel.

دانشمندان یک سیستم توان‌دهی آتیستی برای سفر فضایی توسعه دادند.

the futuriste music video featured stunning visual effects and avant-garde choreography.

ویدیو موسیقی آتیستی اثرات بصری شگفت‌انگیز و کارهای رقص مدرن را نمایش داد.

the futuriste design of the stadium incorporates transparent solar panels for energy efficiency.

طراحی آتیستی ورزشگاه از پنل‌های خورشیدی شفاف برای کارایی انرژی استفاده می‌کند.

the futuriste concept car can transform its shape based on road conditions.

خودروی مفهومی آتیستی می‌تواند شکل خود را بر اساس شرایط جاده تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید