ancien

[ایالات متحده]/[æ̃.sjɛ̃]/
[بریتانیا]/[ɑːnʃi]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گذشته؛ قدیمی؛ پیشین
n. یک فرد پیر؛ یک عضو سابق یک گروه یا سازمان
Word Forms
جمعanciens

عبارات و ترکیب‌ها

ancient history

تاریخ باستان

ancient times

زمان‌های باستان

ancient ruins

بقایای باستان

ancient civilization

Civilizasyon باستان

ancient greece

یونان باستان

ancient rome

رومان باستان

ancient wisdom

حکمت باستان

ancient art

هنر باستان

ancient language

زبان باستان

ancient world

جهان باستان

جملات نمونه

the ancien régime collapsed after the revolution.

رژیم قدیم پس از انقلاب سقوط کرد.

he studied ancien droit, the historical legal system.

او قانون قدیم را مطالعه کرد، سیستم قانونی تاریخی.

the museum displayed several ancien artifacts from egypt.

موزه چندین اثر باستانی از مصر را نمایش داد.

she admired the ancien architecture of the castle.

او معماری قدیم قلعه را دوست داشت.

the historian specialized in ancien roman history.

تاریخ‌گر در تاریخ رومی قدیم متخصص شد.

they restored the ancien manor house to its former glory.

آنها خانه ملکی قدیم را به حالت سابقش بازگرداندند.

the ancien customs of the village were still practiced.

آداب و رسوم قدیم روستا هنوز اجرا می‌شدند.

he researched ancien greek pottery techniques.

او فن‌های سفال‌گری یونانی قدیم را مورد مطالعه قرار داد.

the library held a collection of ancien manuscripts.

کتابخانه مجموعه‌ای از مخطوطات قدیم داشت.

the ancien traditions influenced modern culture significantly.

آداب و رسوم قدیم به طور قابل توجهی فرهنگ مدرن را تحت تأثیر قرار داد.

the painting depicted an ancien battle scene vividly.

نقاشی به طور زنده‌انگیز یک صحنه جنگ قدیم را نمایش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید