futurology

[ایالات متحده]/ˌfjuːtəˈrɒlədʒi/
[بریتانیا]/ˌfjuːtəˈrɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه آینده و روش‌های پیش‌بینی آن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

futurology research

تحقیقات آینده‌نگری

futurology studies

مطالعات آینده‌نگری

futurology trends

ترندهای آینده‌نگری

futurology predictions

پیش‌بینی‌های آینده‌نگری

futurology experts

متخصصان آینده‌نگری

futurology insights

بینش‌های آینده‌نگری

futurology conference

کنفرانس آینده‌نگری

futurology applications

کاربردهای آینده‌نگری

futurology debates

بحث‌های آینده‌نگری

futurology theories

تئوری‌های آینده‌نگری

جملات نمونه

futurology explores the potential future scenarios.

مطالعه آینده‌نگری سناریوهای بالقوه آینده را بررسی می‌کند.

many scientists are interested in the field of futurology.

بسیاری از دانشمندان به حوزه آینده‌نگری علاقه دارند.

futurology often involves predicting technological advancements.

آینده‌نگری اغلب شامل پیش‌بینی پیشرفت‌های فناوری می‌شود.

she wrote a book on futurology and its implications.

او کتابی در مورد آینده‌نگری و پیامدهای آن نوشت.

futurology can help us understand societal changes.

آینده‌نگری می‌تواند به ما در درک تغییرات اجتماعی کمک کند.

he attended a conference on futurology last week.

او هفته گذشته در یک کنفرانس در مورد آینده‌نگری شرکت کرد.

futurology requires a combination of creativity and analysis.

آینده‌نگری به ترکیبی از خلاقیت و تحلیل نیاز دارد.

many businesses rely on futurology for strategic planning.

بسیاری از کسب و کارها برای برنامه‌ریزی استراتژیک به آینده‌نگری متکی هستند.

futurology helps in anticipating global trends.

آینده‌نگری در پیش‌بینی روندها در سطح جهانی کمک می‌کند.

she is pursuing a career in futurology.

او در حال دنبال کردن شغلی در زمینه آینده‌نگری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید