gadabouts

[ایالات متحده]/ˈɡæd.ə.baʊt/
[بریتانیا]/ˈɡæd.ə.baʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از جایی به جایی دیگر برای جستجوی لذت یا سرگرمی حرکت می‌کند
adj. به طور بی‌هدف یا برای لذت حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gadabout lifestyle

سبک زندگی گردشی

social gadabout

گردشی اجتماعی

gadabout friend

دوست گردشی

gadabout traveler

گردشی مسافر

local gadabout

گردشی محلی

gadabout personality

شخصیت گردشی

gadabout activities

فعالیت‌های گردشی

gadabout nature

طبیعت گردشی

gadabout attitude

نگاه گردشی

جملات نمونه

he is a gadabout, always traveling to new places.

او یک گردشی است، همیشه به مکان‌های جدید سفر می‌کند.

being a gadabout can be exhausting but exciting.

گردشی بودن می‌تواند خسته‌کننده اما هیجان‌انگیز باشد.

she enjoys her life as a gadabout, meeting new people.

او از زندگی‌اش به عنوان یک گردشی لذت می‌برد، با افراد جدید آشنا می‌شود.

his gadabout lifestyle means he rarely stays in one place.

سبک زندگی گردشی او به این معناست که او به ندرت در یک مکان می‌ماند.

they called him a gadabout for his constant socializing.

آنها به دلیل معاشرت‌های مداوم او به او می‌گفتند گردشی.

as a gadabout, she loves to explore different cultures.

به عنوان یک گردشی، او عاشق کشف فرهنگ‌های مختلف است.

his friends often tease him for being such a gadabout.

دوستانش اغلب او را به خاطر اینکه چنین گردشی است، دست می‌گیرند.

living as a gadabout gives her a unique perspective on life.

زندگی به عنوان یک گردشی، دیدگاه منحصر به فردی نسبت به زندگی به او می‌دهد.

she prefers the gadabout lifestyle over a 9-to-5 job.

او سبک زندگی گردشی را به جای شغل 9 تا 5 ترجیح می‌دهد.

his gadabout nature makes him a fun travel companion.

طبع گردشی او باعث می‌شود او یک همراه سفر سرگرم‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید