gade

[ایالات متحده]/ɡeɪd/
[بریتانیا]/ɡeɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی متعلق به خانواده کاد
Word Forms
جمعgades

عبارات و ترکیب‌ها

gade way

مسیر گید

gade system

سیستم گید

gade area

منطقه گید

gade guard

نگهبان گید

gade access

دسترسی گید

gade point

نقطه گید

gade level

سطح گید

gade tower

برج گید

gade fence

نرده گید

gade entrance

ورودی گید

جملات نمونه

she decided to gade the situation before making a decision.

او تصمیم گرفت قبل از تصمیم‌گیری، وضعیت را ارزیابی کند.

it's important to gade your options carefully.

توجه به جوانب و ارزیابی دقیق گزینه‌ها بسیار مهم است.

he needs to gade his priorities for the week.

او باید اولویت‌های خود را برای هفته ارزیابی کند.

before the trip, we should gade the weather forecast.

قبل از سفر، باید پیش‌بینی هوا را ارزیابی کنیم.

she took a moment to gade her surroundings.

او لحظه‌ای وقت گذاشت تا محیط اطراف خود را ارزیابی کند.

it's wise to gade the risks involved in the project.

ارزیابی خطرات مرتبط با پروژه، ایده خوبی است.

he will gade the team's performance after the match.

او عملکرد تیم را پس از مسابقه ارزیابی خواهد کرد.

they need to gade their financial situation before investing.

آنها باید وضعیت مالی خود را قبل از سرمایه‌گذاری ارزیابی کنند.

let’s gade the feedback from our clients.

بیایید بازخورد مشتریان خود را ارزیابی کنیم.

she always tries to gade the mood of the room.

او همیشه سعی می‌کند حال و هوای اتاق را ارزیابی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید