gadgetries

[ایالات متحده]/ˈɡædʒɪtriz/
[بریتانیا]/ˈɡædʒɪtriz/

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا ابزارهای مکانیکی کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

smart gadgetries

گجت‌های هوشمند

modern gadgetries

گجت‌های مدرن

kitchen gadgetries

گجت‌های آشپزخانه

digital gadgetries

گجت‌های دیجیتال

home gadgetries

گجت‌های خانگی

cool gadgetries

گجت‌های خنک

handy gadgetries

گجت‌های کاربردی

portable gadgetries

گجت‌های قابل حمل

wireless gadgetries

گجت‌های بی‌سیم

tech gadgetries

گجت‌های تکنولوژی

جملات نمونه

he loves to collect various gadgetries for his tech projects.

او عاشق جمع‌آوری گجت‌های مختلف برای پروژه‌های تکنولوژیکی خود است.

many gadgetries are designed to make our lives easier.

بسیاری از گجت‌ها برای آسان‌تر کردن زندگی ما طراحی شده‌اند.

she always has the latest gadgetries in her bag.

او همیشه جدیدترین گجت‌ها را در کیف خود دارد.

gadgetries can sometimes be more trouble than they are worth.

گجت‌ها گاهی اوقات می‌توانند بیشتر از آنچه ارزش دارند، دردسرساز باشند.

innovative gadgetries are changing the way we communicate.

گجت‌های نوآورانه در حال تغییر روش ارتباط ما هستند.

he enjoys experimenting with different gadgetries in his workshop.

او از آزمایش کردن گجت‌های مختلف در کارگاه خود لذت می‌برد.

the market is flooded with new gadgetries every year.

بازار هر سال مملو از گجت‌های جدید است.

her passion for gadgetries led her to become an engineer.

اشتیاق او به گجت‌ها باعث شد که مهندس شود.

some gadgetries can help improve your productivity at work.

برخی از گجت‌ها می‌توانند به بهبود بهره‌وری شما در محل کار کمک کنند.

he often gifts his friends unique gadgetries for special occasions.

او اغلب دوستان خود را در مناسبت‌های خاص با گجت‌های منحصر به فرد هدیه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید