gads

[ایالات متحده]/ɡædz/
[بریتانیا]/ɡædz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرگردان بودن یا پرسه زدن؛ به جستجوی تفریح پرداختن؛ با چوبی نیشگون گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

gads it

خدای آن

gads alive

خدای زنده

gads man

خدای مرد

gads woman

خدای زن

gads help

خدای کمک

gads no

خدا نه

gads yes

خدا بله

gads what

خدای چه

gads why

خدای چرا

gads why not

خدای چرا نه

جملات نمونه

gads, that was a close call!

خدایا، خیلی نزدیک بود!

he exclaimed, "gads, i can't believe it!"

او با تعجب گفت: «خدایا، باورم نمیشه!»

gads, this place is beautiful!

خدایا، این مکان زیباست!

she said, "gads, i'm so tired!"

او گفت: «خدایا، خیلی خسته‌ام!»

gads, i forgot my keys!

خدایا، کلیدهایم را فراموش کردم!

he muttered, "gads, what a mess!"

او غرغر کرد: «خدایا، چه آشوبی!»

gads, i can't handle this stress!

خدایا، نمی توانم این استرس را تحمل کنم!

she gasped, "gads, that's incredible!"

او با تعجب گفت: «خدایا، باورنکردنی است!»

gads, it's freezing outside!

خدایا، بیرون هوا خیلی سرده!

he sighed, "gads, another long day ahead."

او آهی کشید: «خدایا، باز هم یک روز طولانی در پیش است.»

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید