galas

[ایالات متحده]/ˈɡeɪ.ləz/
[بریتانیا]/ˈɡeɪ.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جشن‌ها یا رویدادهای جشنواره‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

charity galas

گالا‌های خیریه

gala events

رویدادهای گالا

formal galas

گالا‌های رسمی

annual galas

گالا‌های سالانه

gala dinners

شام‌های گالا

gala celebrations

جشن‌های گالا

gala performances

اجراهای گالا

fashion galas

گالا‌های مد

gala nights

شبه‌های گالا

gala receptions

دریافت‌های گالا

جملات نمونه

many celebrities attended the galas this year.

این سال بسیاری از مشاهیر در جشن‌ها شرکت کردند.

the charity galas raised a significant amount of money.

جشن‌های خیریه مبلغ قابل توجهی پول جمع‌آوری کردند.

she wore a stunning dress to the galas.

او یک لباس خیره‌کننده به جشن‌ها پوشید.

galas are often held to celebrate special occasions.

جشن‌ها اغلب برای بزرگداشت مناسبت‌های خاص برگزار می‌شوند.

he was invited to several galas this season.

او به چندین جشن در این فصل دعوت شده بود.

galas can be a great opportunity for networking.

جشن‌ها می‌توانند فرصت خوبی برای شبکه‌سازی باشند.

they planned a series of galas for the charity.

آنها یک سری جشن برای خیریه برنامه‌ریزی کردند.

attending galas is part of her job in public relations.

شرکت در جشن‌ها بخشی از شغل او در روابط عمومی است.

galas often feature live music and entertainment.

جشن‌ها اغلب دارای موسیقی زنده و سرگرمی هستند.

he enjoys dressing up for galas and formal events.

او از لباس پوشیدن برای جشن‌ها و رویدادهای رسمی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید