galks

[ایالات متحده]/gɔːks/
[بریتانیا]/gɔːks/

ترجمه

n. جمع galk; گالاکتوکیناز

جملات نمونه

he galks with laughter at the comedian's joke.

او با خنده‌ای شدید به جوک کمدیان واکنش نشان می‌دهد.

the old engine galks loudly before finally starting.

موتور قدیمی با صدای شدیدی قبل از اینکه در نهایت روشن شود، صدای می‌دهد.

she galks nervously when answering difficult questions.

او با نگرانی صدای می‌دهد وقتی به سوالات دشوار پاسخ می‌دهد.

the drain galks ominously whenever someone uses the sink.

هربار که کسی از ظرفشویی استفاده می‌کند، فریت با نگرانی صدای می‌دهد.

he galks on his drink whenever he eats too quickly.

هر زمان که او زیاد سریع غذا می‌خورد، روی نوشیدنی‌اش صدای می‌دهد.

the sick child galks painfully throughout the night.

کودک بیمار در طول شب با درد صدای می‌دهد.

the machine galks and sputters as it processes the materials.

ماشین در حالی که مواد را پردازش می‌کند، صدای می‌دهد و اسپاتر می‌کند.

she galks out an apology before running away in embarrassment.

او قبل از اینکه از حیف‌خویی فرار کند، عذرخواهی می‌زند.

the old radiator galks loudly when the heat first turns on.

رادیاتور قدیمی وقتی گرمایش اولین بار روشن می‌شود، با صدای شدید صدای می‌دهد.

he galks uncontrollably during the serious business meeting.

او در جلسه‌ای جدی کسب و کار، بدون کنترل صدای می‌دهد.

the antique clock galks every hour on the hour.

ساعت قدیمی هر ساعت دقیق به ساعت صدای می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید