galvanic

[ایالات متحده]/ɡælˈvænɪk/
[بریتانیا]/ɡælˈvænɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا تولید شده توسط جریان‌های الکتریکی; شوکه‌کننده یا هیجان‌انگیز; مربوط به گالوانی یا جریان الکتریکی; باعث انقباضات غیر ارادی عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

galvanic cell

سلول گالوانیک

galvanic corrosion

خوردگی گالوانیکی

galvanic response

پاسخ گالوانیک

galvanic stimulation

تحریک گالوانیک

galvanic effect

اثر گالوانیک

galvanic coupling

کوپلینگ گالوانیک

galvanic current

جریان گالوانیک

galvanic circuit

مدار گالوانیک

galvanic isolation

ایزولاسیون گالوانیک

galvanic reactions

واکنش‌های گالوانیک

جملات نمونه

the galvanic response of the skin can indicate stress levels.

پاسخ کهربایی پوست می‌تواند نشان‌دهنده سطح استرس باشد.

galvanic cells convert chemical energy into electrical energy.

سلول‌های کهربایی انرژی شیمیایی را به انرژی الکتریکی تبدیل می‌کنند.

we studied the galvanic effect in our chemistry class.

ما اثر کهربایی را در کلاس شیمی خود مطالعه کردیم.

galvanic corrosion can damage metal structures over time.

خوردگی کهربایی می‌تواند در طول زمان به سازه‌های فلزی آسیب برساند.

the galvanic stimulation improved muscle recovery.

تحریک کهربایی به بهبود ریکاوری عضلات کمک کرد.

she felt a galvanic connection with the audience.

او یک ارتباط کهربایی با مخاطبان احساس کرد.

galvanic treatments are popular in skincare routines.

درمان‌های کهربایی در روتین‌های مراقبت از پوست محبوب هستند.

the experiment demonstrated the galvanic principles of electricity.

آزمایش اصول کهربایی برق را نشان داد.

galvanic reactions are fundamental in electrochemistry.

واکنش‌های کهربایی در الکتروشیمی اساسی هستند.

he experienced a galvanic shock when he touched the live wire.

وقتی سیم برق را لمس کرد، یک شوک کهربایی دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید