galvanisations

[ایالات متحده]/ˌɡælvənaɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɡælvənaɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. فرآیند گالوانیزه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

social galvanisations

جذب‌ های اجتماعی

political galvanisations

جذب‌ های سیاسی

community galvanisations

جذب‌ های اجتماعی

emotional galvanisations

جذب‌ های احساسی

cultural galvanisations

جذب‌ های فرهنگی

economic galvanisations

جذب‌ های اقتصادی

creative galvanisations

جذب‌ های خلاقانه

educational galvanisations

جذب‌ های آموزشی

technological galvanisations

جذب‌ های فناوری

environmental galvanisations

جذب‌ های زیست‌ محیطی

جملات نمونه

galvanisations in the community can lead to positive changes.

می‌تواند منجر به ایجاد تغییرات مثبت در جامعه شود.

we need galvanisations to inspire the youth.

ما به ایجاد تحرک برای الهام بخشیدن به جوانان نیاز داریم.

galvanisations of public opinion can influence policy decisions.

تحرک افکار عمومی می‌تواند بر تصمیمات سیاست‌گذاری تأثیر بگذارد.

his speech served as a galvanisation for the movement.

سخنرانی او به عنوان یک تحرک برای جنبش عمل کرد.

galvanisations in technology often drive innovation.

تحرک در فناوری اغلب نوآوری را پیش می‌برد.

social galvanisations can unite diverse groups.

تحرک‌های اجتماعی می‌توانند گروه‌های متنوع را متحد کنند.

galvanisations are crucial for effective leadership.

تحرک‌ها برای رهبری مؤثر حیاتی هستند.

we witnessed galvanisations of support during the campaign.

ما شاهد تحرک حمایت در طول کمپین بودیم.

galvanisations can create a sense of urgency.

تحرک‌ها می‌توانند حس فوریت ایجاد کنند.

art can serve as a form of galvanisation for social issues.

هنر می‌تواند به عنوان یک شکل از تحرک برای مسائل اجتماعی عمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید