galvanising

[ایالات متحده]/ˈɡælvənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡælvəˌnaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به تحریک یا برانگیختن به عمل؛ پوشاندن با لایه‌ای محافظ از روی؛ عبور دادن جریان الکتریکی از طریق

عبارات و ترکیب‌ها

galvanising effect

اثر جوتری

galvanising force

نیروی جوتری

galvanising moment

لحظه جوتری

galvanising change

تغییر جوتری

galvanising idea

ایده جوتری

galvanising action

اقدام جوتری

galvanising challenge

چالش جوتری

galvanising leader

رهبر جوتری

galvanising vision

چشم انداز جوتری

galvanising message

پیام جوتری

جملات نمونه

her speech was galvanising, inspiring everyone in the audience.

سخنرانی او بسیار انگیزه‌بخش و الهام‌بخش برای همه حاضران در سالن بود.

the galvanising effect of the new policy was evident in the community.

اثر انگیزه‌بخش سیاست جدید در جامعه کاملاً آشکار بود.

he played a galvanising role in the team's success.

او نقش انگیزه‌بخش مهمی در موفقیت تیم ایفا کرد.

the galvanising energy of the crowd was palpable during the rally.

انرژی انگیزه‌بخش جمعیت در گردهمایی قابل لمس بود.

her galvanising leadership transformed the struggling organization.

رهبری انگیزه‌بخش او سازمان در حال فروپاشی را متحول کرد.

the film had a galvanising impact on public awareness of the issue.

فیلم تأثیر انگیزه‌بخشی بر آگاهی عمومی در مورد این موضوع داشت.

they launched a galvanising campaign to promote environmental awareness.

آنها یک کمپین انگیزه‌بخش برای ترویج آگاهی زیست محیطی راه اندازی کردند.

the galvanising message of unity resonated with the audience.

پیام وحدت انگیزه‌بخش با مخاطبان همخوانی داشت.

his galvanising presence motivated the team to perform better.

حضور انگیزه‌بخش او باعث شد تیم بهتر عمل کند.

the project aimed at galvanising local communities to take action.

هدف پروژه تشویق جوامع محلی برای اقدام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید