depressing

[ایالات متحده]/dɪˈpresɪŋ/
[بریتانیا]/dɪ'prɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجب غم یا روحیه پایین
adv. به شیوه‌ای که موجب غم یا روحیه پایین شود
n. ستم، اندوهگینی

جملات نمونه

Laundromat is really depressing.

لندری واقعا ناامیدکننده است.

that thought is too depressing for words.

آن فکر آنقدر ناامیدکننده است که قابل بیان نیست.

a week of rainy, depressing weather.

یک هفته آب و هوای بارانی و ناامیدکننده.

the depressing urban blight that lies to the south of the city.

آفت شهری ناامیدکننده که در جنوب شهر قرار دارد.

You paint a depressing picture of your childhood!

شما تصویری ناامیدکننده از دوران کودکی خود ترسیم می‌کنید!

the mortgage rate increase will have a depressing effect on the housing market.

افزایش نرخ وام مسکن تأثیر ناراحت‌کننده‌ای بر بازار مسکن خواهد داشت.

After the depressing events of the last few months, Mina felt that it was time to put a little joie de vivre back into their lives.

پس از وقایع ناراحت‌کننده چند ماه گذشته، مینا احساس کرد که وقت آن رسیده که کمی شادی را به زندگی خود بازگرداند.

نمونه‌های واقعی

Well, most things in life are. Sober's depressing.

خب، بیشتر چیزها در زندگی اینگونه هستند. هوشیار بودن ناراحت کننده است.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

It can be very, very depressing.

می تواند بسیار، بسیار ناراحت کننده باشد.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American October 2022 Collection

I guess calling it a depression was just too depressing.

حدس می‌زنم صدا زدن آن افسردگی فقط خیلی ناراحت کننده بود.

منبع: Economic Crash Course

Geez. You've managed to make picking a baby name depressing.

خداییش. شما موفق شدید انتخاب اسم بچه را ناراحت کننده کنید.

منبع: MBTI Personality Types Guide

But I'm not in the mood for anything depressing.

اما من حال و هوای ناراحت کننده ای ندارم.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

In a week it will be something really depressing...Iike a Baby Gap.

در عرض یک هفته، یک چیز واقعا ناراحت کننده خواهد بود... مثل Baby Gap.

منبع: Selected Electronic Love Letters

That was depressing. I just bought a pretzel...

خیلی ناراحت کننده بود. من فقط یک pretzel خریدم...

منبع: Friends Season 3

All that empty white space is depressing.

تمام آن فضای خالی سفید ناراحت کننده است.

منبع: Weight loss and slimming spoken English.

Get the blinds. Open the blinds. This room is depressing.

پرده‌ها را بکشید. پرده‌ها را باز کنید. این اتاق ناراحت کننده است.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Alec sighed heavily, as if this scene were depressing him.

الک با ناراحتی آهسته بیرون آورد، انگار این صحنه او را ناراحت می‌کرد.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید