galvanize into action
تحریک به اقدام
galvanize a reaction
ایجاد واکنش
an old galvanized bucket.
یک سطل گالوانیزه قدیمی
the urgency of his voice galvanized them into action.
فوریت صدای او آنها را به اقدام تشویق کرد.
That threat of losing their jobs galvanized the men into action.
تهدید از دست دادن شغلهایشان مردان را به اقدام تشویق کرد.
The fear of losing their freedom galvanized them into fighting back.
ترس از دست دادن آزادی آنها را به مبارزه بازگرداند.
she sat on the article until a deadline galvanized her into putting words to paper.
او روی مقاله نشست تا زمانی که یک مهلت او را به نوشتن کلمات سوق داد.
Our company uses the advanced process technology to produce galvanized pipe,we use the galvanized strip to weld pipe and zincify the seam on line.
شرکت ما از فناوری پیشرفته فرآیند برای تولید لوله گالوانیزه استفاده میکند، ما از نوار گالوانیزه برای جوشکاری لوله و روی اندود کردن درجا استفاده میکنیم.
It is packed in clean, dry and leakless galvanized iron drum.The net weight of each drum is 200Kg.
در یک درام آهنی گالوانیزه تمیز، خشک و بدون نشتی بستهبندی شده است. وزن خالص هر درام 200 کیلوگرم است.
They should be packed in clean, dry and leakless galvanized iron drum.The net weight of each drum is 200KG.
باید در یک درام آهنی گالوانیزه تمیز، خشک و بدون نشتی بستهبندی شوند. وزن خالص هر درام 200 کیلوگرم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید