galvanizes

[ایالات متحده]/ˈɡæl.və.naɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈɡæl.və.naɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رویه‌ای از روی زینک پوشاندن; به اقدام واداشتن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

galvanizes action

تقویت کننده اقدام

galvanizes change

تقویت کننده تغییر

galvanizes support

تقویت کننده حمایت

galvanizes interest

تقویت کننده علاقه

galvanizes community

تقویت کننده جامعه

galvanizes innovation

تقویت کننده نوآوری

galvanizes momentum

تقویت کننده حرکت

galvanizes effort

تقویت کننده تلاش

galvanizes change-makers

تقویت کننده تغییردهندگان

galvanizes leadership

تقویت کننده رهبری

جملات نمونه

the coach galvanizes the team before the big game.

مربی تیم را قبل از بازی بزرگ، مصمم می‌کند.

her speech galvanizes the audience into action.

سخنرانی او مخاطبان را به اقدام تشویق می‌کند.

the new policy galvanizes support for environmental initiatives.

سیاست جدید حمایت از طرح‌های زیست‌محیطی را تقویت می‌کند.

his enthusiasm galvanizes everyone around him.

اشتیاق او همه اطرافیان را مصمم می‌کند.

the crisis galvanizes the community to come together.

بحران جامعه را برای همکاری با هم مصمم می‌کند.

the fundraiser galvanizes donations from local businesses.

همایش جمع‌آوری کمک‌های مالی، کسب‌وکارهای محلی را به اهدای کمک ترغیب می‌کند.

the documentary galvanizes public interest in climate change.

فیلم مستند، علاقه عمومی به تغییرات آب و هوایی را تقویت می‌کند.

she galvanizes her colleagues to innovate and improve.

او همکاران خود را به نوآوری و بهبود تشویق می‌کند.

the artist's work galvanizes a new movement in contemporary art.

آثار هنرمند، یک جنبش جدید در هنر معاصر را مصمم می‌کند.

the announcement galvanizes the employees to enhance productivity.

اعلامیه، کارمندان را به افزایش بهره‌وری تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید