A police officer who takes to crime is likely to be more successful at it than most. The gamekeeper turned poacher has everything going for him.
یک افسر پلیس که به جرم و جنایت روی میآورد، احتمالاً در آن موفقتر از بیشتر افراد خواهد بود. شکارچی که به دزد تبدیل شده، همه چیز به نفع اوست.
The gamekeeper spotted a deer in the forest.
نگهبان بازی، یک گوزن را در جنگل دید.
The gamekeeper is responsible for managing the wildlife on the estate.
نگهبان بازی مسئول مدیریت حیات وحش در املاک است.
The gamekeeper set traps to catch the poachers.
نگهبان بازی تلههایی برای به دام انداختن دزدان گذاشت.
The gamekeeper patrols the grounds to ensure the safety of the wildlife.
نگهبان بازی برای اطمینان از ایمنی حیات وحش، در محوطه گشت میزند.
The gamekeeper has a deep knowledge of the habits of the local animals.
نگهبان بازی دانش عمیقی از عادات حیوانات محلی دارد.
The gamekeeper works closely with conservationists to protect endangered species.
نگهبان بازی به طور نزدیک با متخصصان حفاظت از محیط زیست برای محافظت از گونههای در معرض خطر همکاری میکند.
The gamekeeper uses binoculars to observe the wildlife from a distance.
نگهبان بازی از دوربین دوچشمی برای مشاهده حیات وحش از راه دور استفاده میکند.
The gamekeeper is trained to handle firearms safely.
نگهبان بازی برای استفاده ایمن از سلاح آموزش دیده است.
The gamekeeper monitors the population of game birds in the area.
نگهبان بازی جمعیت پرندگان شکاری در منطقه را رصد میکند.
The gamekeeper educates visitors about the importance of wildlife conservation.
نگهبان بازی به بازدیدکنندگان در مورد اهمیت حفاظت از حیات وحش آموزش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید