ganglands

[ایالات متحده]/ˈɡæŋ.lændz/
[بریتانیا]/ˈɡæŋ.lændz/

ترجمه

n. مناطقی که تحت سلطه باندها یا فعالیت‌های جنایی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

ganglands violence

خشونت در مناطق تحت کنترل باندهای

ganglands activity

فعالیت در مناطق تحت کنترل باندهای

ganglands turf

سرزمین باندهای

ganglands conflict

درگیری در مناطق تحت کنترل باندهای

ganglands crime

جرایم باندهای

ganglands culture

فرهنگ باندهای

ganglands territory

سرزمین باندهای

ganglands leader

رهبر باندهای

ganglands rivalry

رقابت باندهای

ganglands influence

تاثیرگذاری باندهای

جملات نمونه

ganglands are often depicted in crime novels.

مناطق جرم و جنایت اغلب در رمان‌های جنایی به تصویر کشیده می‌شوند.

he grew up in the ganglands of the city.

او در مناطق جرم و جنایت شهر بزرگ شد.

the police are cracking down on ganglands.

پلیس در حال سرکوب مناطق جرم و جنایت است.

life in the ganglands can be very dangerous.

زندگی در مناطق جرم و جنایت می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

documentaries often explore the realities of ganglands.

مستندها اغلب واقعیت‌های مناطق جرم و جنایت را بررسی می‌کنند.

he was a notorious figure in the ganglands.

او چهره‌ای مشهور در مناطق جرم و جنایت بود.

ganglands are characterized by violence and crime.

مناطق جرم و جنایت با خشونت و جرم و جنایت مشخص می‌شوند.

she wants to escape the ganglands for a better life.

او می‌خواهد برای داشتن زندگی بهتر از مناطق جرم و جنایت فرار کند.

stories from the ganglands often highlight social issues.

داستان‌هایی از مناطق جرم و جنایت اغلب مسائل اجتماعی را برجسته می‌کنند.

he wrote a book about his experiences in the ganglands.

او کتابی در مورد تجربیات خود در مناطق جرم و جنایت نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید