ganof

[ایالات متحده]/ˈɡænəf/
[بریتانیا]/ˈɡænəf/

ترجمه

n. دزد; جیب‌بر; دزد; جیب‌بر
Word Forms
جمعganofs

عبارات و ترکیب‌ها

ganof power

قدرت گانوف

ganof technology

فناوری گانوف

ganof system

سیستم گانوف

ganof model

مدل گانوف

ganof method

روش گانوف

ganof solution

راه حل گانوف

ganof process

فرآیند گانوف

ganof analysis

تجزیه و تحلیل گانوف

ganof framework

چارچوب گانوف

ganof approach

رویکرد گانوف

جملات نمونه

we need to ganof our plans for the weekend.

ما باید برنامه‌های آخر هفته خود را تنظیم کنیم.

she couldn't ganof the excitement in the room.

او نمی‌توانست هیجان را در اتاق درک کند.

it's important to ganof your priorities in life.

اهمیت دادن به اولویت‌های زندگی‌تان مهم است.

he tried to ganof the situation before making a decision.

او قبل از تصمیم‌گیری سعی کرد وضعیت را درک کند.

they need to ganof their resources effectively.

آنها باید منابع خود را به طور مؤثر درک کنند.

she can ganof the mood of the crowd easily.

او به راحتی می‌تواند حال و هوای جمعیت را درک کند.

it's hard to ganof the true meaning of his words.

درک معنای واقعی کلماتش دشوار است.

you should ganof your expectations before the meeting.

شما باید انتظارات خود را قبل از جلسه درک کنید.

he managed to ganof the details of the project.

او موفق شد جزئیات پروژه را درک کند.

they will ganof their strategies for the upcoming competition.

آنها استراتژی‌های خود را برای مسابقه آینده درک خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید