ganoids

[ایالات متحده]/ˈɡeɪnɔɪd/
[بریتانیا]/ˈɡeɪnɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی با فلس‌های سخت
adj. دارای فلس‌های سخت و صاف؛ مربوط به یا شبیه به ماهی‌های گانوی

عبارات و ترکیب‌ها

ganoid fish

ماهی گانویید

ganoid scale

مقیاس گانویید

ganoid type

نوع گانویید

ganoid structure

ساختار گانویید

ganoid morphology

مورفولوژی گانویید

ganoid species

گونه‌های گانویید

ganoid origin

منشا گانویید

ganoid lineage

تبار گانویید

ganoid classification

طبقه بندی گانویید

ganoid anatomy

آناتومی گانویید

جملات نمونه

the ganoid fish have unique scales.

ماهی‌های گانوی دارای فلس‌های منحصربه‌فرد هستند.

scientists study ganoid species for evolutionary insights.

دانشمندان گونه‌های گانوی را برای به دست آوردن دیدگاه‌های تکاملی مطالعه می‌کنند.

ganoid fish are often found in freshwater habitats.

ماهی‌های گانوی اغلب در زیستگاه‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

some ganoid species are considered living fossils.

برخی از گونه‌های گانوی به عنوان فسیل‌های زنده در نظر گرفته می‌شوند.

the structure of ganoid scales is fascinating.

ساختار فلس‌های گانوی جذاب است.

researchers are fascinated by ganoid anatomy.

محققان مجذوب آناتومی گانوی هستند.

ganoid fish exhibit a range of colors.

ماهی‌های گانوی طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها را نشان می‌دهند.

some aquarists prefer ganoid fish for their beauty.

برخی از نگه‌داران آکواریوم ترجیح می‌دهند ماهی‌های گانوی را به دلیل زیبایی‌شان داشته باشند.

ganoid fish have a distinctive body shape.

ماهی‌های گانوی دارای شکل بدنی متمایز هستند.

many ganoid fish can be found in north america.

بسیاری از ماهی‌های گانوی را می‌توان در آمریکای شمالی یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید