gaol

[ایالات متحده]/dʒeɪl/
[بریتانیا]/dʒeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زندان یا محل بازداشت \nvt. به زندانی کردن
شکل‌های واژه
زمان گذشتهgaoled
صفت یا فعل حال استمراریgaoling
قسمت سوم فعلgaoled
شکل سوم شخص مفردgaols
جمعgaols

جملات نمونه

He was sent to gaol for stealing.

او به جرم سرقت به زندان فرستاده شد.

The criminal was finally caught and put in gaol.

جنایتکار سرانجام دستگیر و به زندان فرستاده شد.

She visited her brother in gaol every weekend.

او هر هفته‌گرد به ملاقات برادرش در زندان می‌رفت.

The gaol was heavily guarded to prevent any escape attempts.

زندان به شدت محافظت می‌شد تا از هرگونه تلاش برای فرار جلوگیری شود.

He spent five years in gaol before being released on parole.

او قبل از آزادی با قرار وثیقه، پنج سال در زندان گذراند.

The gaol cell was small and cramped.

سلول زندان کوچک و تنگ بود.

The gaol warden monitored the inmates closely.

سرپرست زندان به دقت زندانیان را زیر نظر داشت.

The escapee was caught and returned to gaol.

گریخته دستگیر و به زندان بازگردانده شد.

She works as a counselor in the gaol, helping inmates with their rehabilitation.

او به عنوان مشاور در زندان کار می‌کند و به زندانیان در روند بهبودی خود کمک می‌کند.

The gaol was known for its strict discipline and rules.

زندان به دلیل نظم و قوانین سختگیرانه‌اش مشهور بود.

نمونه‌های واقعی

" Are the great old houses gaols" ?

آیا خانه‌های قدیمی و بزرگ زندان هستند؟

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

That fellow is just out of gaol this morning.

آن مرد صبح امروز از زندان آزاد شده است.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

The fellow sent for me to go and see him in gaol.

آن مرد از من خواست که به دیدنش به زندان بروم.

منبع: Summer

She met him at the gaol gates, and brought him straight here.

او او را در دروازه زندان ملاقات کرد و بلافاصله او را به اینجا آورد.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

I waited for his whistle—I waited for the gallows or the gaol!

من منتظر سوت او بودم - من منتظر دار یا زندان بودم!

منبع: Amateur Thief Rafiz

I nearly got into gaol trying to rescue a hack driver from a police constable.

تقریباً به دلیل تلاش برای نجات راننده تاکسی از یک افسر پلیس، به زندان افتادم.

منبع: Family and the World (Part 2)

" Even if it were so, I could not send him to gaol. But why should he have left the rest of the money lying about" ?

حتی اگر چنین بود، نمی‌توانستم او را به زندان بفرستم. اما چرا باید بقیه پول را آنجا رها می‌کرد؟

منبع: Family and the World (Part 2)

A suspended interest and a prevalent absence of mind, were perhaps observed by the spies who looked in at the wine-shop, as they looked in at every place, high and low, from the king’s palace to the criminal’s gaol.

شاید یک بی‌علاقگی معلق و غیبت فراگیر ذهن، توسط جاسوس‌هایی که به بار شراب نگاه می‌کردند، مشاهده شد، همانطور که در هر مکانی، از کاخ شاه تا زندان جنایتکار نگاه می‌کردند.

منبع: A Tale of Two Cities (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید