gaoled

[ایالات متحده]/dʒeɪld/
[بریتانیا]/dʒeɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مفعولی gaol

عبارات و ترکیب‌ها

gaoled for life

حبس ابدی

gaoled without trial

حبس بدون محاکمه

gaoled for theft

حبس به دلیل سرقت

gaoled for fraud

حبس به دلیل کلاهبرداری

gaoled for murder

حبس به دلیل قتل

gaoled for assault

حبس به دلیل حمله

gaoled for drugs

حبس به دلیل مواد مخدر

gaoled for years

حبس برای سال‌ها

gaoled for contempt

حبس به دلیل بی‌احترامی

gaoled after conviction

حبس پس از محکومیت

جملات نمونه

he was gaoled for his involvement in the robbery.

او به دلیل نقش او در سرقت به زندان محکوم شد.

after the trial, she was gaoled for five years.

پس از محاکمه، او به مدت پنج سال به زندان محکوم شد.

the politician was gaoled for corruption charges.

سیاستمدار به اتهام فساد به زندان محکوم شد.

many activists have been gaoled for protesting.

بسیاری از فعالان به دلیل اعتراضات به زندان محکوم شده اند.

he was gaoled after being found guilty of fraud.

او پس از اینکه به کلاهبرداری گناهکار شناخته شد، به زندان محکوم شد.

they gaoled the suspect until further evidence was found.

آنها مظنون را تا زمانی که شواهد بیشتری یافت شد، به زندان بردند.

she was gaoled for her role in the conspiracy.

او به دلیل نقش او در توطئه به زندان محکوم شد.

the judge decided to have him gaoled for his actions.

قاضی تصمیم گرفت او را به دلیل اقداماتش به زندان بیاندازد.

he spent years gaoled for a crime he didn't commit.

او سالها به دلیل جرمی که مرتکب نشده بود، در زندان بود.

they threatened to have the protestors gaoled.

آنها تهدید کردند که معترضان را به زندان بیاندازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید