gaped in awe
با حیرت دهان باز کرد
gaped at me
به من دهان باز کرد
gaped wide open
به طور کامل دهان باز کرد
gaped in disbelief
با ناباوری دهان باز کرد
gaped in shock
با شوک دهان باز کرد
gaped with surprise
با تعجب دهان باز کرد
gaped in wonder
با شگفتی دهان باز کرد
gaped in terror
با ترس دهان باز کرد
she gaped at the stunning view from the mountain top.
او با حیرت به منظره خیرهکننده از بالای کوه نگاه کرد.
the audience gaped in disbelief at the magician's trick.
تماشاگران با ناباوری به شعبدهباز خیره شدند.
he gaped when he saw the size of the dinosaur skeleton.
وقتی او اندازه اسکلت دایناسور را دید، با حیرت نگاه کرد.
the children gaped at the fireworks lighting up the sky.
کودکان با حیرت به آتشبازی که آسمان را روشن میکرد نگاه کردند.
she gaped at the price tag on the designer dress.
او با حیرت به قیمت لباس طراحی نگاه کرد.
he gaped as the car sped past him at incredible speed.
او با حیرت به ماشینی که با سرعت باورنکردنی از کنارش رد میشد نگاه کرد.
the students gaped at the professor's unexpected announcement.
دانشجویان با حیرت به اعلامیه غیرمنتظره استاد نگاه کردند.
she gaped at the intricate details of the artwork.
او با حیرت به جزئیات پیچیده اثر هنری نگاه کرد.
the tourists gaped at the ancient ruins in awe.
گردشگران با حیرت و تحسین به ویرانههای باستانی نگاه کردند.
he gaped at his exam results, unable to believe he passed.
او با حیرت به نتایج امتحان خود نگاه کرد، باور نمیکرد که قبول شده است.
gaped in awe
با حیرت دهان باز کرد
gaped at me
به من دهان باز کرد
gaped wide open
به طور کامل دهان باز کرد
gaped in disbelief
با ناباوری دهان باز کرد
gaped in shock
با شوک دهان باز کرد
gaped with surprise
با تعجب دهان باز کرد
gaped in wonder
با شگفتی دهان باز کرد
gaped in terror
با ترس دهان باز کرد
she gaped at the stunning view from the mountain top.
او با حیرت به منظره خیرهکننده از بالای کوه نگاه کرد.
the audience gaped in disbelief at the magician's trick.
تماشاگران با ناباوری به شعبدهباز خیره شدند.
he gaped when he saw the size of the dinosaur skeleton.
وقتی او اندازه اسکلت دایناسور را دید، با حیرت نگاه کرد.
the children gaped at the fireworks lighting up the sky.
کودکان با حیرت به آتشبازی که آسمان را روشن میکرد نگاه کردند.
she gaped at the price tag on the designer dress.
او با حیرت به قیمت لباس طراحی نگاه کرد.
he gaped as the car sped past him at incredible speed.
او با حیرت به ماشینی که با سرعت باورنکردنی از کنارش رد میشد نگاه کرد.
the students gaped at the professor's unexpected announcement.
دانشجویان با حیرت به اعلامیه غیرمنتظره استاد نگاه کردند.
she gaped at the intricate details of the artwork.
او با حیرت به جزئیات پیچیده اثر هنری نگاه کرد.
the tourists gaped at the ancient ruins in awe.
گردشگران با حیرت و تحسین به ویرانههای باستانی نگاه کردند.
he gaped at his exam results, unable to believe he passed.
او با حیرت به نتایج امتحان خود نگاه کرد، باور نمیکرد که قبول شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید